eitaa logo
"جنازه فروشی روبی"
104 دنبال‌کننده
319 عکس
23 ویدیو
9 فایل
اینجا جنازه فروشیه خاله روبیه یا همون و بنده برای شما از ارت‌هام، اوسی هام و... براتون میزارم. راضی نیستی لفت بده با تشکر از شما.🌹 خودم: @RubyxKatsuki ناشناس: https://daigo.ir/secret/61431644756 چنل ارت: @Rubyartss
مشاهده در ایتا
دانلود
"جنازه فروشی روبی"
خودت انتخواب کن از اوسیام هرکدوم میخوای
نمیدونم همه اوسیات شاهکارن یکی رو خودت بگو😭
"جنازه فروشی روبی"
و عاععع برکاتو🗣
من با لبخند وارد می‌شوم. لبخندی که برق می‌زند، زیادی برق می‌زند، طوری که اگر یک لحظه مکث کنم، ترک‌هایش را می‌بینی. حرف می‌زنم، شوخی می‌کنم، صدای خنده‌ام از دیوارها بالا می‌رود و همه فکر می‌کنند حالم خوب است. انگار این خنده یک زره است؛ صورتی، براق، و کاملاً دروغگو. دنیا برای من یک صحنه است. نورها روشن‌اند، تماشاگرها حریص، و من بلدم چطور بازی کنم. بلدم چطور طوری راه بروم که کسی نپرسد «حقیقتش چی؟». چون حقیقت چیز قشنگی نیست. حقیقت بوی دود می‌دهد، بوی خستگی، بوی شب‌هایی که با آرایش پاک‌نشده به صبح می‌رسند. می‌گویند زیادی بی‌پروایم. می‌گویند حرف‌هایم تند است. خب بله، چون اگر تند حرف نزنم، ممکن است صدای ترک خوردن درونم شنیده شود. ترجیح می‌دهم مردم به وقاحتم بخندند تا به زخم‌هایم زل بزنند. من بلدم درد را بپیچانم لای شوخی. بلدم از زشتی، زیبایی بسازم. این یک استعداد است یا یک مکانیسم دفاعی؟ فرقش چیست وقتی هر دو باعث می‌شوند زنده بمانم. بعضی شب‌ها، وقتی نورها خاموش می‌شوند و صحنه خالی است، لبخندم هم می‌افتد. آن‌وقت فقط من می‌مانم و آینه. آینه‌ای که شوخی سرش نمی‌شود. ولی حتی آن‌وقت هم، فردا دوباره لبخند را برمی‌دارم، می‌چسبانم سر جای قبلی و می‌گویم: نمایش ادامه دارد. چون اگر نخندم، ممکن است بشکنم. و من هنوز بلد نیستم شکسته شدن را بازی کنم.
شت های تابستانه قدیمی ام را بنگرید💔
خط خطی
قضیه ی ددی پزشکیان و بیبی هاش؟! https://eitaa.com/daddy_n_hisbabyxD