eitaa logo
‌"Руби Картины тёти"
198 دنبال‌کننده
402 عکس
6 ویدیو
107 فایل
خوش اومدین به چنل ارت خالهروبیییتیتی3: خودم: @RubyxKatsuki دیلی: @Rubyarts ناشناسمون : https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_w8t9so&btn دایگو: https://daigo.ir/secret/meph-mephuph13333
مشاهده در ایتا
دانلود
‌"Руби Картины тёти"
تا قیامت ازش متنفرم و امیدوارم در به در بشه شب خوش. #Bsd #Digital
فومیکو بدون اطلاع موری و سایر اعضای مافیا وارد آزمایشگاه شد، او میدانست اگر موضوع را به مافیا گزارش کند ممکن است تصمیمی گرفته شود که با چیزی که خودش می‌خواهد متفاوت باشد یا دیرتر اقدام کنند پس خودش رفت و تصمیم گرفت بچه‌ها را بیرون بیاورد، عملیات به شدت خطرناک بود و او مجبور شد بارها از موهبتش استفاده کند. فشار توانایی روی ذهن و بدنش شدید شد و در جریان فرار نیز به شدت آسیب دید، اما تا وقتی آخرین کودک را بیرون نیاورده بود حاضر نشد خودش را رها کند. بعد از آن اتفاق فومیکو فهمید که دیگر نمی‌تواند برای همیشه در پورت مافیا بماند اما دلیلش نفرت نبود. او از مافیا متنفر نشده بود، از موری هم متنفر نبود و حتی اطلاعات محرمانه‌ی مافیا را فاش نکرد. فومیکو میدانست که بخش بزرگی از زندگی‌اش را به مافیا مدیون است اما مشکل اینجا بود که دیگر نمیتوانست بین وفاداری به سازمان و وجدان خودش تعادل برقرار کند. اگر روزی دوباره کودکی را میدید که به کمک احتیاج داشت نمیخواست مجبور باشد ابتدا فکر کند آیا نجات دادن این بچه به ضرر مافیاست؟ او می‌خواست بتواند خودش تصمیم بگیرد و بنابراین تصمیم گرفت از مافیا جدا شود. نه به آنها خیانت کرد و نه اطلاعاتی که داشت را لو نداد، اسرار مافیا را هم با خود بیرون نبرد. او فقط رفت و برای فومیکو ترک کردن مافیا به معنی انکار گذشته‌ اش نبود، بلکه یعنی پذیرفتن اینکه دیگر نمیتواند تا ابد در همان گذشته زندگی کند. پس از خروج از مافیا هویت فومیکو هایاشی کنار گذاشته شد، او نمیخواست نامی که به پدر و مادری تعلق داشت که تمام کودکی‌اش را با نفرت و ترس پر کرده بودند همچنان بخشی از زندگی‌اش باشد پس هویت جدیدی ساخت، کایو آماکاوا. خودش نامش را انتخاب کرد و با همین نام وارد زندگی جدیدش شد. کایو بعدها به آژانس کارآگاهی مسلح پیوست و به عنوان تحلیل‌گر صحنه‌های صوتی و حافظه‌ی محیطی فعالیت خود را آغاز کرد، او در پرونده‌هایی به کار گرفته می‌شود که شاهدی ندارند یا بخش مهمی از شواهد از بین رفته است. قدم‌ها، صداها، مکالمات، شلیک‌ها، آخرین لحظه‌های یک قربانی و چیزهایی که برای دیگران از بین رفته‌اند برای کایو ممکن است هنوز در محیط باقی مانده باشند و به همین دلیل همکاری او با رانپو بسیار طبیعی شکل گرفت، رانپو از منطق و مشاهده برای رسیدن به حقیقت استفاده میکرد و کایو از پژواک گذشته. یکی حقیقت را پیدا می‌کند و دیگری ردپای آن را از گذشته بیرون میکشد. و در میان اعضای آژانس رانپو یکی از معدود آدم‌ هایی شد که هیچوقت از ظاهر کایو نترسید، او به چشم‌های سیاه و بی‌نور کایو نگاه میکرد بدون اینکه نگاهش را پس بکشد. هرگز به آنها نحس نگفت و هرگز از خیره نگاه کردنش ناراحت نمیشد، برای رانپو چشم‌ های کایو فقط چشم‌ های کایو هستند و همین موضوع برای کایو بسیار عمیق‌ تر از چیزی است که خودش بتواند توضیح دهد.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا