eitaa logo
‌"Руби Картины тёти"
163 دنبال‌کننده
222 عکس
5 ویدیو
45 فایل
اینجا نقاشی دونیه خاله روبیه و بنده برای شما از ارت‌هام، اوسی هام، داستان هام و... براتون میزارم. راضی نیستی لفت بده با تشکر از شما.🌹 خودم: @RubyxKatsuki ناشناسمون : https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_w8t9so&btn دیلی: @Rubyarts
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‌"Руби Картины тёти"
بله بچها پسرم نائل برای بنده بسیار انسان مقدسیه همینه که هست #Digital #Gachiakuta
اسم: نائل فیواژاس سن: 27 قد: 188/190cm تاریخ تولد: 9 مارچ(18 اسفند) وابسته به: دسته پاکساز ها. پیشه: پاکساز، عضو تیم آکوتا. ابزار حیاتی: سامِت، شئ ای همانند نیزه. بستگان: مونانو شانزل(مادر)، جیزارف فیواژاس(پدر فوت شده). اخلاق: آروم و محاسبه گر، با دقت، اکثرا ساکت و درحال ملاحضه، گاهی وقت ها لحن کنایه آمیز یا تیکه اندازی داره. علایق: صحبت کردن با افراد نزدیک، انجین، تیز کردن سامت، سیگار کشیدن، تحلیل کردن و فهمیدن افراد، ادمای شوخ طبع. تنفرات: بودن توی شرایطی که نتونه درست مقابل دشمن به ایسته، خونریزی(فقط خودش)، افرادی که دائم میخوان مرکز توجه باشن و اخلاق های آزاردهنده دارن. گذشته: نائل به عنوان تنها فرزند خانواده فیواژاس متولد شد، اما یک مشکلی که وجود داشت این بود که او از بدو تولد نابینا بود اما ظاهری فرشته وار داشت، موها و مژه هایی سپید که با تیرگی پوستش تضاد داشت و چشم های آبی آسمانی براق که پدرش را میترساند. نائل هیچ نمیدانست که آیا نگاهش واقعا ترسناک و نفرین شده است یا فقط پدرش از وجود او تنفر داشت؟ به هر حال جواب سوالش را هیچوقت متوجه نشد، سال ها گذشت تا اینکه نائل پس از نه سالگی اش متوجه شد که جیزارف از او تنفر بسیار دارد و همه اینها را با کتک هایی که میخورد بهتر میفهمید. خودش را سرزنش میکرد و ارزو داشت روزی بتواند حداقل ببیند که ایا واقعا نگاه ترسناکی دارد یا خیر، نائل با این کتک ها و حرف های جیزارف بزرگ شد و به تمام اینها عادت کرد، در این مدت ها مونانو یک شئ مثل نیزه به نائل داده بود چون میدانست این پسر در هر حالت آینده ای واضح دارد، تا زمانی که جیزارف تصمیم گرفت هرجوری که میتواند از شر او خلاص شود. مونانو التماس میکرد که جیزارف اینکار را تمام کند اما مگر این مرد گوش میداد؟ خیر، تا زمانی که جیزارف روزی انقدر نائل را کتک زد که توانی برای ذره ای تحرک در نائل نمانده بود پس جیزارف تصمیم گرفت با یک فندک همه چیز را تمام کند، نائل که فقط احساس سرگیجه داشت صداهای جیزارف را میشنید که بلند میگفت: "تو واقعا مایه ننگ هستی نائل! قسم میخورم که بر خلاف ظاهرت تو یه هیولا بیش نیستی، تو فقط با اون چشمات نحسی و بدبختی رو به زندگی من آوردی!" و تکه ای چوب را اتش زد و به سمت نائل انداخت اما فقط موفق شد سوختگی های بزرگی روی سمت چپ صورت و بدنش و زخمی روی لب نائل درست کند. سال ها گذشت و درد برای نائل باقی ماند اما چیزی برای مونانو و جیزارف عجیب بود... موهای نائل خود به خود از ریشه به سیاه شده بودند و فقط پایین موهایش و مژه هایش سپید مانده بودند، چمیدانم شاید ترس جیزارف داشت به حقیقت میپیوست که ممکن است کار آن نیزه ای باشد که مونانو به نائل داده است؟ به هر حال، سال ها گذشت تا اینکه عذاب وجدان روح جیزارف را تکه تکه میکرد پس روزی تصمیم به خودکشی کرد. مونانو از آن به بعد مثل تمام جانش با تمام آرامش از پسرش مراقبت میکرد، زمانی که نائل تقریبا بیست و یک ساله شده بود توانایی استفاده از آن نیزه را به شکل یک ابزار حیاتی به نحوه ای که مادرش میگفت را به دست آورد، پنج سال بعد نائل تصمیم گرفت که عضو پاکساز ها بشود و دلیلی نبود که کورواس این را قبول نکند، زیرا نائل به علاوه که استفاده از ابزار حیاتی اش را خوب بلد بود و فنون مبارزه را هم بلد بود پس چه بهتر که فردی مثل نائل عضو پاکساز ها نباشد؟ پس ورود او را به پاکساز ها قبول کرد.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
عارهخلاصه اینو که بیشتر از یه ماهه دست بهش نزدمو ببینین(قرار نیست دست بزنم)
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بله اینو صرفا کشیدم پالت رنگی مل رو مشخص کنم جب بقیر
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا