eitaa logo
𝙍𝙪𝙗𝙮
483 دنبال‌کننده
206 عکس
35 ویدیو
0 فایل
¹⁴⁰²'⁷'¹⁴ - خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است؛ کارم از گریه گذشته است به آن میخندم - - کپی از محتوا ؟! نمی‌پسندم. پنجره صحبت با ما: https://6w9.ir/Harf_9417475
مشاهده در ایتا
دانلود
یه جا هست تو سریال شهرزاد،قباد میگه: منو همیشه آخر از همه دوست داشتی💔 و این جمله چقدر غم انگیزه... [دیالوگ] Ruby
« مانده ام با صبر دریا پایبند؛ ماهتابا بر سِرشک من مخند؛ از غمِ مرجان چه می‌داند بهار؟ ارغوانم، سنگ شد، در انتظار . .» [هوشنگ ابتهاج] Ruby
- و تو جبران نمی‌شوی، حتی به گریه‌های عمیق؛ [محمود درویش] Ruby
- تقریباً با شنیدن خبر فوت هر آشنایی گریه می‌کنم. فرقی نمی‌کند او را چقدر شناخته و یا به او نزدیک بوده باشم. خبر مرگ برایم مثل شلیک تفنگی است که بغضِ از پیش آماده‌ی گلو را منفجر می‌کند.. قبلاً فکر می‌کردم برای اویی که چشم‌هایش را برای همیشه بسته اشک می‌ریزم. دیگر فهمیده‌ام اشک برای رفته‌ها نیست، برای مانده‌هاست. برای آنهایی که باید بمانند و نیستی همیشگی محبوب قلب‌شان را تاب بیاورند و کم‌کم، آرام شوند و سکوت کنند. غریبه‌ترها تا یک جایی غم‌خوار بازماندگانند. چند روزی که بگذرد، بُر می‌خورند لای روزمرگی‌ها و مشکلات و غصه‌های تازه‌تر. آنهایی که محبوبی را از دست داده‌اند، از جایی به بعد با حفره‌ی خالی زندگی‌شان تنها می‌مانند و دیگر به جای گریستن در جمع، زیر دوش حمام، بغضِ شان شکسته میشود و اشک را همراه با آبِ سرازیر از دوش، به چاه عمیق و تاریک خاطرات می‌سپارند. همه می‌دانیم که گذشت زمان، مرهم است بر زخم‌ کاری. نه این که از بین‌اش ببرد، اما آرامش می‌کند. نمی‌دانم، شاید هم گذشت زمان تنها کمک می‌کند تا به جای ناجورِ زخم‌هایمان عادت کنیم و با آن کنار بیاییم و زندگی را ادامه دهیم. فقط خواستم برای همه‌ی آنهایی که کنار حفره‌های خالی زندگی‌شان نشستند بنویسم، تنها نیستید ((: [افکارِ مَن] Ruby
« ای آفتاب روشن وُ این سایه‌ی همای ، ما را نگاهی از تو تمام است اگر کنی. .» [سعدی] Ruby
{ای عمر چیست که به هر حال عاقبت؛ جز حسرت گذشته در آینده ی تو نیست...!} [فاضل نظری] Ruby
《ماه اگر بی تو برآید به دو نیمش بزنند! دولت احمدی و معجزه سبحانی؛ جلوه بخت تو دل می‌برد از شاه و گدا؛ چشم بد دور که هم جانی و هم جانانی❤️‍🔥》 [حافظ] Ruby
- چه ها با جان خود، دور از رخ جانان خود کردم؛ مگر دشمن کند اینها، که من با جان خود کردم؛ طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری، غلط میگفت ، خود را کشتم و درمانِ خود کردم؛ (:🥀 [وحشی بافتی] Ruby
-محبـوبِ‌من ! درآغـوشم‌زندگـی‌کن . . آینـده‌ازآنِ‌مـٰاست ! دیروزدوستت‌داشتم ، امروزدوستت‌دارم . . فرداوفرداهـٰای‌دیگردوستت‌خواهم‌داشت ؛ این‌دل‌به‌فـدای‌بـودنت . .🫀- [احمد شاملو] Ruby
«دیدمش. گفت: میشناسیش؟ سالها بعض و خاطره، روز های بلند و کوتاه گذشته، لحظه های بودنش. . همه اش از جلو چشمانم عبور کرد و گفتم، نه » [اَفکارِ مَن] Ruby
تصمیم گرفتم با هیچ آدمی توی زندگیم صحبت نکنم. اگرم خواستم سیو مسیجم بهتره؛