¹⁴⁰²'⁷'¹⁴
- خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است؛
کارم از گریه گذشته است به آن میخندم
-
-
کپی از محتوا ؟! نمیپسندم.
پنجره صحبت با ما:
https://6w9.ir/Harf_9417475
- روزی کسی زندگی من بود؛
و حالا مدتی است مرموز و بی صدا جایی درونم ته نشین شده است. رسوب کرده، آرام آرام. .
و دیگر نمیشناسمش، هرچند که هنوز اسمش را بخاطر دارم . .
[امیرعلی نبویان]Ruby
«من در این سالها احساساتی را فهمیدم، و در خود حمل میکنم که توان بیانشان را ندارم.
ذهنیتی نسبت به مفاهیم و پدیدهها در من است که نمیتوانم همهاش را بگویم و بنویسم. من برای بیان حس و درکم نسبت به پیرامون کلمه کم میآورم»
[فروغ فرخزاد]Ruby
«در هر قلب مزاری هست که انسان گاه بر آن مزار حاضر میشود؛
به نوشتههای روی سنگ نگاهی میاندازد. مزار که نه، گورستانی از یادها و آوازها و رازها. آدم میان مزارها قدم میزند و با خودش زمزمه میکند ،
آخرین بار کِی بود. . ؟! »
[احمد شاملو] Ruby