eitaa logo
𝙍𝙪𝙗𝙮
483 دنبال‌کننده
206 عکس
35 ویدیو
0 فایل
¹⁴⁰²'⁷'¹⁴ - خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است؛ کارم از گریه گذشته است به آن میخندم - - کپی از محتوا ؟! نمی‌پسندم. پنجره صحبت با ما: https://6w9.ir/Harf_9417475
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از - لیمو🍋؛
380.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دردهایش را بی صدا درمان کرده. - 𝗟𝗶𝗺o̸𝗼 : . - 🌀 𝗝𝗼𝗶𝗻 𝘁𝗼 ?! @limoo_book .
- میگفت عزیز من، مردان دنیایِ کتاب ها در جهان واقعی وجود ندارند. آنها توسط زنانی نوشته شده اند که در دلشان، رویای مردی را می‌پرورانند تا بتوانند عاشقش شوند.
نوروز امسال رو با شکوه تر برگزار میکنیم...
سال نو مبارک؛ بر مردمی که در دل تاریکی، چراغ حقیقت را روشن نگه داشتند. شرم بر حاکمان ظالمِ دروغگو، که با قتل و فریب، کشوری را به شب سپردند. و درود بر ملتی که ایستاد و فهمید حقیقت هیچ گاه از نظر ها پنهان نخواهد ماند. به امید اینکه این سال، سال بیداری باشد. سالی که دروغ فرو بریزد و انسانیت و آزادی، دوباره طنین انداز تاریخ شود. عیدتون مبارک🤍.
زیرِ بارون✨
ایمان و کوروش (کومان) باشرف ترین و ایرانی ترین آدم ها هستند. بهشون افتخار میکنم و خوشحالم که طرفدار این افراد بودم و هستم:)
_فروغ فرخزاد_
- ولی من این را مطمئن هستم که دیگر، آدم هایی مانند شما را در زندگی‌ام نخواهم یافت. و دیگر هیچ وقت اندازهء آن سال، خوشحال، خوشبخت و البته زنده نخواهم بود..! افکارِ من _ روز دیدن دوبارهء آدم های گذشته
منطق فازی می گوید که دنیا فقط سیاه و سفید نیست؛ بین این دو، هزاران رنگ خاکستری هم وجود دارد!
هدایت شده از 𝙍𝙪𝙗𝙮
- تقریباً با شنیدن خبر فوت هر آشنایی گریه می‌کنم. فرقی نمی‌کند او را چقدر شناخته و یا به او نزدیک بوده باشم. خبر مرگ برایم مثل شلیک تفنگی است که بغضِ از پیش آماده‌ی گلو را منفجر می‌کند.. قبلاً فکر می‌کردم برای اویی که چشم‌هایش را برای همیشه بسته اشک می‌ریزم. دیگر فهمیده‌ام اشک برای رفته‌ها نیست، برای مانده‌هاست. برای آنهایی که باید بمانند و نیستی همیشگی محبوب قلب‌شان را تاب بیاورند و کم‌کم، آرام شوند و سکوت کنند. غریبه‌ترها تا یک جایی غم‌خوار بازماندگانند. چند روزی که بگذرد، بُر می‌خورند لای روزمرگی‌ها و مشکلات و غصه‌های تازه‌تر. آنهایی که محبوبی را از دست داده‌اند، از جایی به بعد با حفره‌ی خالی زندگی‌شان تنها می‌مانند و دیگر به جای گریستن در جمع، زیر دوش حمام، بغضِ شان شکسته میشود و اشک را همراه با آبِ سرازیر از دوش، به چاه عمیق و تاریک خاطرات می‌سپارند. همه می‌دانیم که گذشت زمان، مرهم است بر زخم‌ کاری. نه این که از بین‌اش ببرد، اما آرامش می‌کند. نمی‌دانم، شاید هم گذشت زمان تنها کمک می‌کند تا به جای ناجورِ زخم‌هایمان عادت کنیم و با آن کنار بیاییم و زندگی را ادامه دهیم. فقط خواستم برای همه‌ی آنهایی که کنار حفره‌های خالی زندگی‌شان نشستند بنویسم، تنها نیستید ((: [افکارِ مَن] Ruby
_