تو هیچوقت دستام رو نگرفتی، تو هیچوقت آغوشت رو برام باز نکردی، تو هیچوقت مطمئنم نکردی از اینکه چقدر برات اهمیت دارم و گذاشتی با نشخوار فکری روحم و خودم رو از بین ببرم.پس نیا و توی خواب هام نقشِ کسی که باید برام میبودی رو بازی نکن.دیگه نمیخوام داشته باشمت.دیگه برام تموم شدی.
میگفت: نشون دادنِ یکم از احساساتت به من، مگه چقدر برات سخت بود که اونم ازم دریغ کردی؟!
یادِ اون تیکه آهنگ افتادم که میگفت: مگه چی میخواستم ازت؟ اینکه تو باشـی فقط..