eitaa logo
رآیحه🤍
166 دنبال‌کننده
450 عکس
45 ویدیو
1 فایل
☁ رآیحه، دفترچه یادداشتی با جلد سبز پاستیلی :) برایِ‌ شنیدن‌هآ: @rayehe_8
مشاهده در ایتا
دانلود
نوشته بود: «جهان، به رؤیاها نیاز دارد.» و به این رؤیای واقعی شده فکر کردم. تا یکسال پیش شروعش هم احتمالی بود و حتی محال! اما امروز به لطف خدا، به واقعیت تبدیل شد:) و یکی از بهترین‌ حس‌هایی که میشه تجربه کرد، رسیدن به یه رؤیآ بعد از مدت زیادی تلاش و وقت گذاشتنه. رؤیایی که تو مرحله خیال‌پردازی باقی نمی‌مونه فقط. و به مرحلهٔ سبز شدن و زنده بودن میرسه. شاید فرمول واقعی شدن رؤیاها همین باشه، ترکیب خیال، تلاش‌های زیاد، اُمید و توکل (: رسیدن به باشگاه نویسندگان مبنا، قطعا و حتما پایان مسیر نویسندگی نیست! اما بنظرم یک شروع خیلی خوبه، برای همراه شدن با آدم‌های هم‌دغدغه، در مسیر ادبیات. ادبیات به اون معنی که بعد از دوره‌های نویسندگی مبنا یادگرفتیم، اُمید بخش و با کیفت کنندهٔ زندگی. پ.ن: و بالاخره سلام از این لوکیشنِ محبوب، باشگاهِ نویسندگیِ مبنا :) حآوی مقدار زیادی انگیزه و اُمید برای شروع مسیرهای جدید، خوندن، خط زدن و نوشتن های زیاد، به حد کشنده. ۱۶ آبانِ ۰۴
-
-
-
- شکستن مرز خیال و واقعیت🫀 کتابِ راز رُخشید برملا شد
رآیحه🤍
کلمات، ذوق، رؤیاها...
و این در حالیه که مدرسه میتونه محل تولد رؤیاها باشه! و محل رشد امید و انگیزه؛ اما چرا نیست بنظرتون؟ ):
واقعا این مدل سبک زندگی>>>> که میگه در طول روز اونقدررررررر درگیر کار‌ و زندگیت باش که اصلا فرصت نکنی در گیر فکرای الکی و حاشیه‌ها بشی :) رهآ و پرتلاش خلاصه. با پیوستِ: خدایا از این لایف استایلا لطفاً.
اینجا،قرار بر هرشب نوشتن داشتیم. امشب اما همه چیز متفاوت رقم خورد،از همان اول دلــم، غزلی شده بود که شرح تمام ابیاتش، دلتنگی‌ بود، تک تک مصرع‌هایش فریاد: «ما به آغوش تو یکباره چه محتاج شدیم...» سر می‌دادند. و حکآیت این دل؟ مثل همیشه، دلتنگی پشت دلتنگی. مگر میشد انکارش کرد؟ میدانید؟ زخم‌هایی هست که تنها با آغوش شما، آرام می‌گیرند. و چشم‌هایم... برایشان همین کافی بود. همین یک عکس. که ابر شوند و ببارند... به وسعت دلتنگیشآن. که همزمان غم داشته باشند و لبخند؛ غم، از حرف‌های نگفته‌ای که هنوز در مقابلتان اشک نشده‌اند، و لبخند هم از سر دلخوشی؛ دلخوشی داشتن‌تان. که حتی وقت‌هایی که خودم هم خودم را دوست نداشتم، شما داشتید :) ... این عکس، نام من در گوشی خانم ف، در محضر شما .. خود گویای همه چیز است. خوشا به حال خانوم ف، گوشی‌شان، و حتی اکانت بله‌ام، که نزدیک است به آغوشتان... و خدا زیاد کند، واسطه‌هایی که قلبمان را گره میزنند به عطر دل‌آرام حرمتان... آن‌هم دُرُست وقت‌هایی که نه تنها از شما، که از خودمان هم دور هستیم، دور و غوطه ور در دلتنگی. پ.ن: بی پناهم گوشهٔ آغوشِ خود جا کن مرا ..