از قلبهای گره خورده حین زیارت:) 💚
با پس زمینه مداحیِ:
«عشق همینه یه زیارت با شهادت.. »
#راستیدردهایمکو؟
رآیحه🤍
میخواستم بنویسم. طولانی و زیاد. از احساسات مختلف امروز. از حجم کارها و افکار. از اتفاقات زیاد در حجم کوچکی از زمان.
توی گالری دنبال عکس مرتبط گشتم. عکسی که بتواند حس و حال نوشتنم را بهتر کند. به ردیف وسط رسیدم، جایی که این عکسهآ بودند.
بیخیال کلمات طولانی که قرار بود کنار هم بگذارمشان شدم.
اینبار عکسها حرف داشتند برایم، و فهمیدم عکسهای رندوم گالری هم میتوانند رزق آدم بشوند.
پ.ن: همهٔ حرفهآیِ این عکسهآ ...
میخوند:
«خوشا آن سجدهای که زیرِ ایوان نجف باشد... »
.
و باز خیال سحرهای نجف، و سجدهزیر ایوان... مثلا با همراهی قطرات بآرون:)
#حکایتخیآلها ..
پ.ن:
و ما چه داریم، جز دلـــی تنگ؟
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گفتم بدوم تا تو همه فاصلهها را
تا زودتر از واقعه گویم گلهها را
چون آینه پیش تو نشستم که ببینی
در من اثر سخت ترین زلزلهها را ...
و کاش همینطور بود:)🥲
پ.ن۱: ویدئو از اینجا.
پ.ن۲: منم همینطور ادمین لانچر هشت:))
پ.ن۳: اگه جای بچهه بودم قول میدادم از کفترا نترسم(وی در حالت عادی از انواع جانداران اعم از کبوتر، گنجشک و هرچی فکرشو کنید مثل چی میترسد🤝🏻)
و همونقدر با اشتیاق سمت آغوش حرم برم ... آخه بقول شاعر:
«آغوش علی خانه امنی است پس از مرگ
داخل بشوم کاش در آن حصن حصینش..»
خلاصه که، خیلی خوش به حالت، کودکِ خوشبخت❤️🕊؛