eitaa logo
رآیحه🤍
166 دنبال‌کننده
458 عکس
45 ویدیو
1 فایل
☁ رآیحه، دفترچه یادداشتی با جلد سبز پاستیلی :) برایِ‌ شنیدن‌هآ: @rayehe_8
مشاهده در ایتا
دانلود
رآیحه🤍
این معجزهٔ توست که پاییز قشنگ است هرشاخهٔ با برگ گلاویز قشنگ است 🍁 (و آرایه محبوبم در شعرهااا، حسن
آسمان کِی دلش از خشکی این خاک گرفت؟ ابرها فکر تو بودند که باران آمد =))) (وبازهمم همون آرایه محبوووب)
- همه‌شون از کتابِ هم‌قفسانِ خانم مژگان عباسلو.
فاطمه دیشب بعد از گوش دادن ویسم نوشت: «من نه خود می‌روم او مرا می‌کشد...، دقیقا انگار همین بودی» و تو کمترین تعداد کلمات، قصه طولانی که داشتم رو به بهترین شکل ممکن بیان کرد؛ حالا امروز بعد ثبت کردن این تعهد، مدام با خودم تکرارش میکردم:) و لبخند و دلتنگی و شوق برای کاری که بعد از نویسندگی، کتاب وشعر باعث لبخنده برام، ارتباط با نوجوون‌هآ و تجربه و تلاش دوباره مربی_معلم بودن🌻، پیوست شه لطفاً .
رآیحه🤍
فاطمه دیشب بعد از گوش دادن ویسم نوشت: «من نه خود می‌روم او مرا می‌کشد...، دقیقا انگار همین بودی»
میزان علاقه‌م به مـــآه به روایت پروفایل‌های سامانه مربی‌ها🌙:) در مورد پروفایل دوره قبل یکی از بچه‌ها قبل از آزمون تصویری بهم گفت من از همون اول به پروفایل تون توجه کردم و خیلی مشتاق بودم حرف بزنیم و گفت اصلا این پروفایل تون خلاصه برهان نظم بود که خوندیم🤌🏻✨ و اینبار بجای ما مسافر سفر بی‌نهایتیم تو بیو اینو اضافه کردم: «مـــآه را گُم نکنی، بینِ چراغانی‌ها...» و امیدوارم بتونم به اون قاعده کتاب مهارت معلمی که میگفت معلم و مربی قبل از گفتن هرچیزی باید خودش عامل باشه، باشم و ماه رو گم نکنم🥲 🕊
استاد الف در ادامه توضیح کتاب میگفتن: برای مثال، یک نفر ریاضی میخونه برای ریاضی یک نفر برای رسیدن به مادیات و یک نفر برای نزدیک کردن به خدا و بین اینا خیلی تفاوت هست و همینه که سومی میشه :)))
روحِ ناآرام، تنها با عشقِ خدا به آرامش می‌رسد. - آیت‌الله سیدعلی قاضی
اینکه که یک نفر با دیدن مآه یاد تو بیفته واقعا خیلی پدیده شاعرانه‌ایه :))))) و فکر میکنم شاعرانه‌ترش، معنی سلنوفیل باشه، که میشه اینا: مجنون و دلباختهٔ ماه، کسی که بی نهایت ماه رو دوست داره هرشب ماه رو نگاه میکنه و عاشق ماهه،کسی که از نگاه کردن به ماه سیر نمیشه و عاشقانه ماهو دوست داره. . . و وقتی میخواد از عشق زیادش نسبت به چیزی یا کسی حرف بزنه اونو به ماه تشبیه میکنه یا میخواد از زیبایی بی نهایتش حرف بزنه. وفکر میکنم چقدر سلنوفیل منه:)
«في الشق الأيسر مِن صَدري، مدينة صَغیرة أنت لها النُور والمِصباح» در سمت چپ سینه‌ام شهریست، که تو نور و روشناییِ آنی:) پ.ن: از امروزِ عاقبت بخیر، شروع روز گره خورده به نور، دل‌های امیدوار به اتصال آسمان و بخیر شدن صبح جمعه به معنی حقیقی کلمه✨🤍
«أنا أحبک في حُزني» در میان اندوهم، دوستت دارم.
از دیشب رو مود همیشگی نبودم و حاصل؟ 👀 بعد یه مدت تقریبا زیاد تونستم تو تمرین بداهه نویسی شرکت کنم و هفت بیت ادامه بدم مصرع تمرین رو :)))) تعداد بیت یا خود شعر مهم نیست، و این تلاش برای تو مسیر شعر_ادبیات بودن، اونم بعد یه مدت تقریبا دور بودن، خوشاینده:) و اینکه حال بد تو ادبیات مفید باشه و نهایتا باعث حس خوب تلاش تو این مسیر باشه>>>>>