eitaa logo
رآیحه🤍
165 دنبال‌کننده
481 عکس
48 ویدیو
1 فایل
☁ رآیحه، دفترچه یادداشتی با جلد سبز پاستیلی :) برایِ‌ شنیدن‌هآ: @rayehe_8
مشاهده در ایتا
دانلود
و در نهآیت لبخند پایانی رو به شب مطلوب*
وسط شلوغی تجمع، صدای بلندگو، حرف زدن آدما با همدیگه، بازی وسروصدای بچه‌ها، یه پسربچه کوچولو، درست وسط میدون، نشسته بود و خیلی با دقت مشغول خوندن کتاب تو دستش بود :))))) حالا که خیلی تو عکاسی مهارت ندارم میشه لطفاً با همین چنتا کلمه زیباییشو تصور کنید؟😭✨ کوچولوی کتابخونِ جذاب. مصداق بارز من‌ رها رها رهابود.. تو اوج شلوغی محو دنیای خودش، کاش تو زندگیم مثل تو بودم پسر بچه، رهآ از فکرها و سخت مشغول به هدف مهمی که باید(:
دوای درد مرا هیچکس نمی‌داند فقط بگو به طبیبان دعا کنند مرا... - نمیدونم کی گفته.
❣️ فاطیما عزیز، ✨ تو «سعدی» آینده‌ هستی! 🌿 در آینده سبک تازه‌ای در نوشتن اختراع می‌کنی، ولی سال‌ها بعد، همان سبک را چشم‌آبی‌های کم‌رنگ‌ورو به نام خودشان می‌زنند. راه‌به‌راه حکایت می‌گویی و به کس و ناکس پند و اندرز می‌دهی. فقط مراقب باش زبان سرخ، سر سبزت را به باد ندهد! تلهٔ تو: «نسخه‌پیچیدن پیش از دیدن جزئیات». خواننده دوست دارد بداند پادشاهی که در حکایتت نوشتی کجا ایستاده بود و دقیقا چه می‌کرد؛ اما تو فقط دنبال گفتن حکمت هستی! یک ویدئوی آموزشی رایگان در صفحهٔ مدرسه منتظر توست تا کمکت کند جزئیات را پیش از پندِ آخر شکار کنی! کلید را بردار و قفل این مشکل را بشکن!
رآیحه🤍
❣️ فاطیما عزیز، ✨ تو «سعدی» آینده‌ هستی! 🌿 در آینده سبک تازه‌ای در نوشتن اختراع می‌کنی، ولی سال‌ها
اقاااااا بنده ذووووق‌مرگگ رسما:))❤ خیلی انگیزه‌بخششششششش بوووود🌧 شماهم اگه دوست داشتید برید ببنید شبیه کدوم نویسنده میشید🤌🏻: یک سفر هیجان‌انگیز! ✨ ماشینِ زمان نویسندگی مبنا آماده‌ست تا بهت بگه در آینده شبیه کدوم نویسنده می‌شی! فقط به ۶ سؤال کوتاه جواب بده و نویسندهٔ آینده‌ات رو پیدا کن. از این لینک وارد شو: https://ble.ir/mabnaschoolbot?start=ref_f26c29a7d909
وَ اَعمِ اَبصارَ قُلُوبِنا عَمّا خالَفَ مَحَبَّتَک و چشمهایِمان را از آنچه مُخالف عشقِ توست کور کن...
رآیحه🤍
نه حال جنگ با زمانه مرا مانده نه صلحی! سپرده‌ام به نجف تا علی چه حکم نماید :)
به شیرینیِ دلچسب دهین‌های نجف سوگند که دل بستن به هرکس جز علی تلخ است پایانش :)
رآیحه🤍
ﺍﻃﻠﺐ ﺍﻟﻌﺸﻖ ﻣﻦ ﺍﻟﻤﻬﺪ ﺍﻟﯽ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﺑﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺷﻮﺩ...
عکسی که ریپلای زده‌ام، خیلی باکیفیت یا حتی هنری نیست، اما درست بعد از گذشت از دوسال، حال خوب وقتی گرفتمش را یادم می‌آورد. دست‌های خوشبخت، پیکسل عاقبت بخیرِ "عاشق شوید، که زندگی به عشق است"، آنهم وقتی مقابل کسی قرار گرفته بود که مشهور به رأفت است وعشق و نور؛ و در لوکیشنی که سرتاسر نور بود. صبحی که شروعش با زیارت بود، من بودم و ۲۵روزی که در شمار بقیه روزهای زندگیم قرار نمی‌گیرد. هرچه بیشتر به عکس و شعر کپشن نگاه میکنم، بیشتر غرق میشوم، غرق دلتنگی وفکرها. برای خوشبختیی که گذر کرده و از آن فقط دلتنگی بجامانده، و از فکرهایی که رها نمی‌کنند، اطلب العشق؟.. باز به عشق و محبت و زنده بودن روح فکر میکنم و کم می‌آورم. در مقابل خودم، زندگی و حتی کلمات. آخر کلمات هم رابطه مستقیمی با خود آدم دارند، با روحش. و من، احساس میکنم کلماتم هم خسته بودند، خستگی از هرچه که هست و نیست. خستگی که کسی جز شما نمیتواند مداوایش کند. آخر، کدام آغوش اَمن‌تر از صحن عزیزِ انقلاب برای خستگی‌های آدم پیدا میشود؟ و کدام نگاه آرامِ جان‌تر از لحظهٔ لمس چشم‌ها توسط گنبد نورانی‌تان؟ محبوبِ من! اصلا میدانید؟ گاهی از تمام جهان، خسته میشوم و تنها خواسته‌م رسیدن به آغوش اَمنِ شماست، بدون هیچ کلمه‌ و تنها غرق سکوت با حضور دل‌آرام بودن همیشگی‌تان. دلم، لبریز از خواستنِ لحظهٔ وصل چشم‌ها به گنبدتان است و در عین حال، کلمات استادم توی ذهنم پلی میشوند و یادم می‌آورند که: امام را محدود به حرم نکن... یادت‌ نرود؛ و اینبار تنها به غم میرسم و بغضی بی‌امان؛ من میمانم و دلی که جز تنگ بودن، از خودش هم دلگیر میشود، کاش قلبم توان و ظرفیت دور از شما زنده بودن و همچنان عشق داشتن را داشت، کاش آنقدر غرق نمیشدم که یادم برود، هرچه هست، همین محبت است وبس، آقایِ من.. گم شدن‌هایم دارد خیلی میشود، نگرانم. می‌ترسم و نمیدانم. میشود تنها در آغوشم بگیرید و همین؟ آخر احساس میکنم، بسیار، محتاج کلمات این مصرع‌ها شده‌م: مرا جدا کن از من نگاه کن در چشمم بگو بیا دیوانه صدای قلب من هر ضربان ای جان جهان(: نوشته‌ای که نمیدانم! آخرین روز تابستانِ صفر پنج.
:)
سوره‌ای که برای آمدنِ تو نذر کرده بودم:) ❤📚
فاش بگویم هیچکس جز آنکه دل به خدا سپرده است رسم دوست داشتن نمیداند :) -شهید آوینی. کلیپ از شهید مصطفی علیخانی وهمسرشون❤️‍🩹 پ.ن: با دیدن این پیام یاد این جمله شهید افتادم و تو گالریم با این ویدئو مواجه شدم(: شهید متولد هشتاد بودن وهمسرشون فقط 18سالشون بود که همسر شهید شدن... در موردشون کلمات زیادی دارم اما در عین حال خالی از هر کلمه...