به گمانم هیچ چیز مثل عشق نمیتواند آدمیان را در رؤیایی مشترک فرو بَرَد.
از کتاب بیچهرگان.
رآیحه🤍
از زیباییهای دنیا میتونم به صحن کوثر، تو همین حوالی از شب، اشاره کنم. :) پ.ن: "به یادتون هستم" هم
برای اون سفر متفاوت و زیارت کوتاه اما عمیقا حیاتی، سخت دلتنگ شدم(:
رآیحه🤍
برای اون سفر متفاوت و زیارت کوتاه اما عمیقا حیاتی، سخت دلتنگ شدم(:
قند زائر همیشه میافتد
از تماشای قد ایوانش
بی سبب نیست اینکه میگویند:
نجف است و دهین فروشانش(:💛
پ.ن:
دلتنگم و تنها همین...
رآیحه🤍
به این عکسها خیره میشوم و خاطرات آن روز را مرور میکنم و با خودم تکرار میکنم:
یادش بخیر.. زاویه دید محبوب، ولوکیشنی که هیچگاه تکراری نمیشود..
احساس میکنم این روزها، از دلتنگی نجف به دلتنگی صحن انقلاب مدام در سفرم؛
و چارهٔ آدم دلتنگ جز خیال، تمنای رسیدن و اشک
چیز دیگری هم هست؟
منکه گمان نمیکنم باشد.
فقط برای بار هزارم ذکر مداومم همین میشود که "چقدر دلتنگم"...
و نمیتوانم محاسبه کنم که واقعا، چقدر؟ :)
کاش تمام دلتنگیهایم به شما برسد،که اگر اینطور باشد، شبهای دلتنگی و غم پاییز هم، زیباست، خیلی زیبا ..
قرار بود یه روز ساده باشه، اما با رفتن نماز جمعه، شوق نگاه خانوم ح وقتی بالاخره رفتم و کتابها رو از میز جمعه دیدم، چون بارها بهم گفته بود اونجا کتابها بیشتره و حتما بیا و وقتی امروز رفتم بیشتر از همیشه خوشحال شدد و به دوستش هم منو اینطوری معرفی کرد:
از بچههای کتابخون که از تجمع کتاب میگیرن :)))
و تا همیشه خوشحالمم از اینکه آدمها منو به کتاب و کلمات بشناسن🥲
بعد هم کتاب دغدغههای فرهنگی رو امانت گرفتم که خیلیییییی تعریف و اهمیتشو از استاد جوان شنیده بدم و شدیدا مشتاق شروعشم.
دیدن "س" و همون حرف زدن و دیدار کوتاه هم رزق بودن امروز رو بیشتر کرد، و سکانس برتر و خیلی قشنگ امروز هم وقتی ثبت شد که "س" داشت دنبال یه عکس میگشت تا از گالری گوشیش نشونم بده، و چشمم خورد به یه فایل جدا تو گوشیش به این اسم:
«سید مجبتی♡»
و عکسهای آقاسیدمجتبی تو اون فایل بود، از اون موقع هی بهش فکر میکنم و لبخند پشت لبخند😭❤✨،
ساده نموند و تبدیل به "جمعهٔ مطلوب پاییزی" شد :)
ده مهر صفر پنج؛
رآیحه🤍
قرار بود یه روز ساده باشه، اما با رفتن نماز جمعه، شوق نگاه خانوم ح وقتی بالاخره رفتم و کتابها رو از
Pallett pallett_sedayam_kon 128.mp3
زمان:
حجم:
5.9M
«ای آن که نرفتی دمی از یاد، کجایی؟»
#حزین_لاهیجی
پ.ن: برای مطلوبتر شدن جمعه پاییزی🧡
+باقابلیت 175486980بار گوش دادن☁
رآیحه🤍
"من جهان را دوست میدارم میان جنگ ها خستگی ها درد ها من جهان را دوست می دارم چون هنوز کسی به زیبایی
پیامهآی مجنونِ محبوب، همیشه در بهترین وقت و حالت ممکنن، مصداقِ شیرکاکائو بعد از یه روز تلخ، شیرین؛
شبیه نسیم خیلی خنک بعد از یه روز خیلی گرم،
شبیه "آخیش" بعد از تموم کردن کار سخت و مهم،
شبیه یه بغل اَمن، بعد از گذروندن یه روز غمانگیز وخستهکننده،
شبیه لحظه تولد یه شعر/داستان جدید، بعد از یه مدت دوری از ادبیات،
شبیه پیوند چشمهات به کتاب مورد علاقت وسط کتابفروشی...
و درست مصداقِ:
«سلام بر آنــــها که باور دارند به معجزهٔ واژهها؛
و کلامشـــان...
کلامشــــان مرهمـــیست بر زخمهــــامان
و نسیمــیست که میوزد تا غبارروبی کند گرد و خاک نشسته بر روحمــــــان را»
🤍🖇^^
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من و خواهر کوچیکترم دقیقا بعد اینکه به این مرحله میرسیم هربار😂😭:
پ.ن۱:
هم تو منظوریُ, هم نیست نظیر تو کسی:)💕
پ.ن۲:
واکنشم هربار که ی از من بعنوان یه رفیق و دوست صمیمی تو کانالش میگه:
ذوق فراوااان+جمله: تو کی انقد بزرگ شدی که از این حرفا بزنی اخه متولد۹۱؟ 🥹🥲(کوچولووووو🐣🧸)
زمان:
حجم:
302.5K
رآیحه🤍
«امید! این لعنتی هیچوقت تنهات نمیذاره.» از کتابِ کلارا وخورشید.
بقول کلارا:
امروز با اُمید بیشتری از خواب بیدار شدم :)✨🌻