eitaa logo
رآیحه🤍
166 دنبال‌کننده
458 عکس
45 ویدیو
1 فایل
☁ رآیحه، دفترچه یادداشتی با جلد سبز پاستیلی :) برایِ‌ شنیدن‌هآ: @rayehe_8
مشاهده در ایتا
دانلود
رآیحه🤍
-
نزدیک تر از هر نزدیک... . . وقت هایی که از عالم و آدم دلگیر بودی و راه نجآتی پیدا نمیکردی.. وقت هایی که خستگی و بی انگیزگی باعث میشد خودت را هم گم کنی! وقت هایی که امیدت را از دست داده بودی. وقت هایی که به هرچیزی "پنآه" می‌بردی اما همچنان حس تنهایی می‌کردی و هیاهوی قلبت هیچ جوره جایش را به آرامش نمی‌داد. وقت هایی که حس میکردی چیزی درونِ قلبت گمشده است که پیدا شدنش هم اصلا کار آسانی نیست! وقت هایی که دلت حتی از خودت هم گرفته بود. وقت هایی که حس می‌کردی فقط اشک هایت حالت را میفهمند. وقت هایی که دلت تنگ بود و چاره‌ای هم برایش نمی‌یآفتی. وقت هایی که خودت را بی‌حوصله ترین فردِ زمین می‌پنداشتی. وقت هایی که با غفلتی عمیق غرق جزئیاتِ فانی دنیا میشدی وگمان میکردی تا ابد برایت می‌مانند. وقت هایی که از خوشحالی سر از پا نمیشناختی اما خوشی حالت هم آغشته به یک غم بود... . . در همهٔ این وقت ها و در تک تک ثانیه‌های زندگیت؛ ما به تو نزدیک بوده‌ایم،نزدیک تر از چیزی که بتوانی حتی تصورش کنی... گآهی قلبت این نزیکی را حس میکرد و وسط غم‌هآیت،لبخندی از جنس آرامش مهمان دلت میشد،گاهی هم نمیخواستی این نزدیکی را حس کنی و خودت را دور ودور تر می‌کردی... اما.. اما حتی در آن‌زمان ها هم ما همچنان به تو نزدیک بوده‌ایم. زیرا عاشق،هرگز معشوق خود را "رها" نمی‌کند. چرا که بارها به تو گفته‌ایم که : نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ، یعنی ما از رگ گردن به تو نزدیکتر هستیم :) در موقعیت های سخت و آسان و در همهٔ لحظات شادی وغمت،در آغوش ما بوده‌ای و حتی برای ثانیه‌ای هم از عشق ما نسبت به تو کم نشد. رآستی! یادت نرفته که همهٔ مخلوقات را برای تو خلق کرده‌ایم و تو را برایِ خود؟!.. :) او که همه کارهٔ عالم است،خالقِ نور،عشق و قلـم!
ارحم اشتیاقنا؛ به دلتنگیِ ما رحم کن . . .
آغازِ یک جنونِ بی‌انتها . . انگشتانِ شست،اشاره و سبابه خودکارم را سخت در آغوش خود گرفته‌بودند،چنآن که مآدری فرزند تازه متولد شدهٔ خود را. و ناگه سه حرف،آرام،بی صدا،ودلنشین متولد شدند و جآری در اعماق قلبِ صفحاتِ دفترچهٔ کوچکم!درست همانند دانه های برفی که آرام وبی صدا در آغوشِ زمین قرار بگیرند،سه حرف تازه متولد شده این ها بودند: عین.شین.قآف. با گذرِ ثانیه‌ای کوتاه، قلبم،مآهرانه ترجمه‌شان کرد: قآف.لام.میم! حالا فضای اتاق پر از عطرِ یآس شده بود، روحم لطیف تر از گلبرگ هایِ گُلِ نرگس و جآنـم مُبتلا به یک دیوانگیِ عمیق و بی‌پایان. و برای لحظاتی، جهان متوقف شد و جز صدای ضربآن قلبم چیزی شنیده نشد. صدایی که گنگ ومبهم بود اما میخواست اشتیاق درونش را فریاد بزند،اشتیاقی که حس میکرد در جهان نمی‌گنجد! از نوشته هایِ خیال انگیز.
نمازم را قضا کرده تماشا کردنت ای ماه بماند بین ما این رازها بینی و بین اللّٰه... •در ستآیشِ مــآه• - سید حمیدرضا برقعی
عشق به دیگری ضرورت نیست، حادثه است. عشق به وطن ضرورت است، نه حادثه. عشق به خدا ترکیبی‌ست از ضرورت و حادثه. - نادر ابراهیمی در ستایشِ عشق! عشقِ به وطن:)
..
مثلِ یک نرگس طوفان زده از بارش برف، سخت محتاج به گرمای پر و بال تو اَم... ...
زیبآیی. :)
دِلم تنگ استُ؛ آسان بَرنمی‌آید نفس ...
ما غرقِ گناه و بارگاهِ تو پناه ..‌
-مثل قلب در سینه‌ات...
دل بیمار از آن شد؛ که زِ تو دور افتاد...