eitaa logo
کانال کمیل
6.1هزار دنبال‌کننده
9.9هزار عکس
3.1هزار ویدیو
113 فایل
#سلام_برابراهیم❤ ✍️سیره شهدا،مروربندگی،ارتباط با خدا.‌.. 💬خادمان‌کانال؛ @Ashena_bineshan @komeil_channel_95 ✅ موردتائیدمون👇 💢 @BASIRAT_CYBERI 👤نظرات شما👇 @nazarat_shoma کپی باذکر‌14 #صلوات برای هرپست✅ اومدنت اتفاقی نبود...😉
مشاهده در ایتا
دانلود
فراز كهف - شحات انور.mp3
3.9M
شبتون آروم با نوای #قرآن که آرامش بخش دلهاست ❤️
... 🌷گروه کومله از فعالیت های سرهنگ عاصی شده بود. می خواست کاری کنه که از مهاباد بره بیرون. سرهنگ و خانواده اش توی پادگان زندگی می کردند. چند تا از اعضای کومله با پوشش خاصی وارد پادگان شدند.... 🌷نوزاد سرهنگ رو دزدیدن و با خودشون بردند. سرش رو به طرز فجیعى بریدند و با بدن مبارکش گذاشتند توی یه ظرف بزرگ. روی ظرف رو پارچه قرمز انداخته و پیکر رو با نامه ای شبانه گذاشتند کنار پادگان.... 🌷....سرهنگ تا صحنه رو دید شروع کرد به گریه کردن. با چشمای اشک بار گفت: خدایا قربانی اصغرم رو قبول کن. بعدش صداش رو صاف کرد و گفت: ضد انقلاب بداند یک قدم هم عقب نشینی نمی کنم.... 📚 کتاب "خاطرات و خطرات" 📚 کتاب "سرداران بی سر"
.... 🌷رتبه ى اول دانشگاه تورنتوی کانادا رو به دست آورده بود. وقتی درسش تمام شد و به ایران اومد، تصمیم گرفت برود جبهه. گفتم: «شما تازه ازدواج کردی. یه مدت بمون و به جبهه نرو!:» گفت: «نه مادر! من پول این مملکت رو در کانادا خرج کردم تا درسم تمام شده. وظیفه ی شرعی ام اینه که بروم به جبهه و به اسلام و مردم خدمت کنم.» 🌹خاطره ای به ياد مهندس شهید حسن آقاسی زاده 📚 كتاب "خدمت از ماست" ❌ عجيبه كه كانادا سكوى پرتاب بوده و هست! منتها براى خوب ها به سوى بهشت و جاسوس ها و دزدها به سوى جهنم....!!
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💠 این پسر بچه تایبادی اهل یکی از روستاهای تایباد آنچنان قرآنی در صداسیما خواند که داورها شگفت زده ماندند! واقعا صدایش بهشتی و ماورایی است! فرازهای زیبا ی قرآن @salambarebrahimm
سبک زندگی شهدا 👈 ✍ڪمڪ به آدم های مستحـق، ڪار همیشگیش بود. یڪ سوم حقـوقـش را به مـن می داد برای خرجی، بقیه اش را صـرف این جـور ڪارها می ڪرد. 🍁چهـل ـ پنجـاه روزی از شهـادتش می گـذشت ڪه چند نفری آمدندخانه مان. 🍁می گفتند: ما نمی دونستیـم ایشـون فــرمــانـده بوده. . فقط می اومد به مان ڪمڪ می ڪرد و می رفت. عڪسش رو از تلـویـزیـون دیدیم. @SALAMbarEbrahimm
وقتی نگاهت به من دوخته شده مگر میتوان دست از پا خطا کرد؟ تو هم شهیدی هم شاهدی و هم تمام جان منی❤️ کمکم کن گناهی که رفاقت با تو و امام زمانم را خدشه دار میکند، انجام ندهم @SALAMbarEbrahimm
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
خاطرہ تڪان دهندہ یک مادر 🔴👈فقط براے "حجاب" زن ها آمدم، براے "ناموس" اومدم... ❣امضاء:دست خونی اش را روی نامه زد امضا بالاتر از این؟😔 @SALAMbarEbrahimm
🌸🍃در محضر شهدا 🌷شهدا و نامحرم🌷 بغداد بودیم ، میخواستیم با هم بریم بیرون ، به من گفت : وضعیت حجاب در بغداد چطوره ؟ گفتم : خوب نیست ، مثل تهرانه . گفت : باید چشممون را از نامحرم حفظ کنیم تا توفیق شهادت را از دست ندیم . بعد چفیه اش را انداخت روی سر و صورتش . در کل مدتی که در بغداد بودیم همینطور بود . تا اینکه از شهر خارج شدیم و راهی نجف شدیم . 🌹🌹 ولادت : 67/11/13 شهادت : 93/11/26 🌷شادی روحش 🌸🍃 @SALAMbarEbrahimm🍃🌸
🌸🍃پیام شهید تنها یاد خداست که آرام بخش دلهاست سعی کنید که همیشه ذکر خدا را بر لب داشته باشید الا بذکر الله تطمئن القلوب 🌷یادش با 🌹
هدایت شده از سلام برابراهیم
4_379675495513457295.mp3
7.02M
💠مناجات:شهید محمد رضا تورجی زاده شهیدی که عاشق حضرت زهرا سلام الله بود و آنقدر عاشق آن حضرت بود که مثل حضرت زهرا س از ناحیه ی پهلو و بازو مورد اصابت ترکش قرار گرفت و به ملکوت اعلا رفت... مناجاتی با صدایی دلنشین و ملکوتی از خود شهید... 🌺مولا علی میرفت توی نخلستان ها تنهای تنها سرش رو میکرد توی چاه با خدای خودش راز نیاز میکرد...مولای یا مولای انت القوی و انا ضعیف و هل یرحم الضعیف الا القوی... خیلی دلنشین... 🍃 @SALAMbarEbrahimm🍃
هدایت شده از ﷽
4_123506925672333519.mp3
4.86M
شبتون آروم با نوای که آرامش بخش دلهاست ❤️ 🌹
✍ﻭﻗﺘﻲ ﺁﻗﺎﻣﻬﺪے ، ﺷﻬﺮﺩﺍﺭ ﺍﺭﻭﻣﻴﻪ ﺑﻮﺩ ، ﻳﻚ ﺷﺐ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺷﺪﻳﺪے⛈ ﺑﺎﺭﻳﺪ... ﺑﻪ ﻃﻮﺭﻱ ﻛﻪ ﺳﻴﻞﺟﺎﺭﻱ ﺷﺪ . ﺍﻳﺸﺎﻥ ﻫﻤﺎﻥ ﺷﺐ ﺗﺮﺗﻴﺐ ﺍﻋﺰﺍﻡ ﮔﺮﻭﻩ ﻫﺎےﺍﻣﺪﺍﺩ 🚑ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺳﻴﻞﺯﺩﻩ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﮔﺮﻭﻩ ﻋﺎﺯﻡﻣﻨﻄﻘﻪﺷﺪ.... ﭘﺎ ﺑﻪ ﭘﺎے ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﮔﻞﻭﻻﻱ ﻛﻮﭼﻪ ﻫﺎ ﻛﻪ ﺗﺎ ﺯﻳﺮ ﺯﺍﻧﻮ مے ﺭﺳﻴﺪ ، ﺑﻪ ﻛﻤﻚ ﻣﺮﺩﻡ ﺳﻴﻞﺯﺩﻩ ﺷﺘﺎﻓﺖ...🏃 ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺑﻴﻦ ، ﺁﻗﺎﻣﻬﺪے ﻣﺘﻮﺟﻪ ﭘﻴﺮزنے ﺷﺪ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺷﻴﻮﻥ ﻭ ﻓﺮﻳﺎﺩ😭 ، ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﻛﻤﻚ مے خوﺍﺳﺖ. ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺳﺒﺎﺏ ﻭ ﺍﺛﺎثیه ﭘﻴﺮﺯﻥ ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻳﺮ ﺯﻣﻴﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺁﺏ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ... ﺁﻗﺎﻣﻬﺪے ، ﺑﻲ ﺩﺭﻧﮓ ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻳﺮﺯﻣﻴﻦ ﺭﻓﺖ ﻭ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﻛﻤﻚ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺷﺪ.... ﻛﻢ ﻛﻢ ﻛﺎﺭﻫﺎ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺷﺪ.... ﭘﻴﺮﺯﻥ ﺑﻪ ﻣﻬﺪے ﻛﻪ ﻣﺮﺗﺐ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﺑﻮﺩ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﺷﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺧﺪﺍ ﻋﻮﺿﺖ ﺑﺪﻫﺪ ﻣﺎﺩﺭ ! ﺧﻴﺮ ﺑﺒﻴﻨﻲ...☺️ 😐ﻧمے ﺩﺍﻧﻢ ﺍﻳﻦ ﺷﻬﺮﺩﺍﺭ ﻓﻼﻥ ﻓﻼﻥ ﺷﺪﻩ ﻛﺠﺎﺳﺖ ﺗﺎ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﺒﻴﻨﺪ ﻭ ﻳﻚ ﻛﻢ ﺍﺯ ﻏﻴﺮﺕ ﻭ ﺷﺮﻑ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻳﺎﺩ ﺑﮕﻴﺮﺩ..! ﺁﻗﺎ ﻣﻬﺪﻱ ﺧﻨﺪﻩ ﺍﻱ ﻛﺮﺩ😂 ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺭﺍﺳﺖ مے ﮔﻮیے ﻣﺎﺩﺭ ! ﺍﻱ ﻛﺎﺵ ﻳﺎﺩ ﻣﻲ ﮔﺮﻓﺖ.... ❤️ 🍃 @SALAMbarEbrahimm 🍃