دلم تا برایت تنگ میشود ؛
نه شعر میخوانم
نه ترانه گوش میدهم ،
دلم تا برایت تنگ میشود ؛
مینشینم ، اسمت را مینویسم
مینویسم
مینویسم
مینویسم
بعد میگویم :
اینهمه او
پس چرا دلتنگی؟
موده جالبیه
هم خوبی هم نیستی
هم تو گلوت بغضه هم نمیخوای گریه کنی
قلبت یه چی میگه و مغزت یه چیز دیگ
اره یه درگیری بین منطق و احساست