eitaa logo
صراط
166 دنبال‌کننده
8هزار عکس
3.7هزار ویدیو
75 فایل
💬رسالت کانال صراط پرداختن به موضوعات مختلف فرهنگی اجتماعی ،سیاسی ،تربیتی، اخلاقی است. 📌جهت ارتباط با ادمین @Yaallii3133
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸🍃🌸🍃 چـرا غمگین بمونیم؟ ما حق داریم غمگین بشیم ولی حق نداریم غمگین بمونیم. ابرهای سیاه تو آسمون میان و میرن. رفتنی هستن . پس، آسمونه که سرجـاش میمونه و باقیه . بعدِ گُذرِ ابرهایِ سیاه ، آفتاب میزنه و نورش میره تو عمقِ دلِ آسمون . غمها هم میان تو دلِ زندگی و میرن. بـاید برن نمیشه جا خوش کنن که . غمها میرن و اونچه باقی میمونه صحنه ی جدیدی از زندگیه . دلتو از غـم خالی کن جا باز کن واسه سکانسِ بعدی زندگی. شاید سکانسِ بعدیش آفتاب بـزنه نور بتابه تو عمقِ دلت روشن شی ╔═🍃🌺🍃═══════╗ ✧☫✧صراط✧☫✧ 🆔ارتباط با مدیر : 📌@Yaallii3133 لینک عضویت در کانال صراط👇 ╭┅┅┅┅┅❀🔻❀┅┅┅┅┅╮ https://eitaa.com/SERAT890 ╰┅┅┅┅┅❀🔺❀┅┅┅┅┅╯ ╚══════🍃🌺🍃══╝
🟣 چای گل محمدی باعث کاهش دمای بدن می شود و تب را کاهش می‌دهد و از تشدید عفونت جلوگیری می‌کند. ✨🌸گل محمدی سبب درمان عفونت دستگاه ادراری، کاهش التهاب مثانه و تسکین درد آن می‌شود بنابراین نوشیدن هر روز سه یا چهار فنجان چای گل محمدی بیماری‌های عفونی دستگاه ادراری را درمان می‌کند. گل محمدی همچنین حجم ادرار را افزایش می‌دهد و از ابتلا به سنگ کلیه جلوگیری می‌کند ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‍‌‌ ╔═🍃🌺🍃═══════╗ ✧☫✧صراط✧☫✧ 🆔ارتباط با مدیر : 📌@Yaallii3133 لینک عضویت در کانال صراط👇 ╭┅┅┅┅┅❀🔻❀┅┅┅┅┅╮ https://eitaa.com/SERAT890 ╰┅┅┅┅┅❀🔺❀┅┅┅┅┅╯ ╚══════🍃🌺🍃══╝ ‌
هدایت شده از dr.H S
😳👆در تعجبم بانک ها قسطی که چهار هزار تومان کم داره پیامک می دهند و می بینند ولی اختلاس های میلیاردی نمی بینند
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بالاترین ذکر از نگاه آیت‌الله بهجت 🍃‌‌‌‌‌اَُلَُلَُهَُمَّ عَجِّلَُ لَُوَُلَُیَُکَُ اَُلَُفَُرَُجَُ 🍃 ╔═🍃🌺🍃═══════╗ ✧☫✧صراط✧☫✧ 🆔ارتباط با مدیر : 📌@Yaallii3133 لینک عضویت در کانال صراط👇 ╭┅┅┅┅┅❀🔻❀┅┅┅┅┅╮ https://eitaa.com/SERAT890 ╰┅┅┅┅┅❀🔺❀┅┅┅┅┅╯ ╚══════🍃🌺🍃══╝
🔴اعتبار کالابرگ سرپرستان خانوارهایی که رقم آخر کد ملی آن‌ها ارقام ۳، ۴، ۵ و ۶ است، واریز شد ╔═🍃🌺🍃═══════╗ ✧☫✧صراط✧☫✧ 🆔ارتباط با مدیر : 📌@Yaallii3133 لینک عضویت در کانال صراط👇 ╭┅┅┅┅┅❀🔻❀┅┅┅┅┅╮ https://eitaa.com/SERAT890 ╰┅┅┅┅┅❀🔺❀┅┅┅┅┅╯ ╚══════🍃🌺🍃══╝
همیشه گفته اند دعا در حق دیگری زودتر مستجاب می شود... گاهی بی هیچ دلیلی خوشحال هستید وحالِ خوبی دارید. یقین بدانید كسی برایتان دعا كرده است... ╔═🍃🌺🍃═══════╗ ✧☫✧صراط✧☫✧ 🆔ارتباط با مدیر : 📌@Yaallii3133 لینک عضویت در کانال صراط👇 ╭┅┅┅┅┅❀🔻❀┅┅┅┅┅╮ https://eitaa.com/SERAT890 ╰┅┅┅┅┅❀🔺❀┅┅┅┅┅╯ ╚══════🍃🌺🍃══╝
تأمل‌برانگیز 🍃🌻پیرمردی روی نیمکت پارک نشسته بود. کبوترها دورش چرخ می‌زدند و بچه‌ها می‌دویدند. کسی پرسید: «تنهایی؟» لبخند زد و گفت: «وقتی یاد می‌گیرم با خودم حرف بزنم، دنیا پر از صداست.» بعد آرام به آسمان نگاه کرد و ادامه داد: «فقط باید بلد شوی سکوت‌ها را هم بشنوی.» ╔═🍃🌺🍃═══════╗ ✧☫✧صراط✧☫✧ 🆔ارتباط با مدیر : 📌@Yaallii3133 لینک عضویت در کانال صراط👇 ╭┅┅┅┅┅❀🔻❀┅┅┅┅┅╮ https://eitaa.com/SERAT890 ╰┅┅┅┅┅❀🔺❀┅┅┅┅┅╯ ╚══════🍃🌺🍃══╝
🔺زن با محبت زنده است؛ نه با تحمل ...! 🔹زنی که برای شوهرش مهم نباشه برای هیچ کس دیگه هم مهم نیست. 🔹وقتی زنی محبت نبینه نادیده گرفته بشه 🔹دیگه زندگی نمیکنه فقط زنده ست 🔹زن برای شکوفا شدن توجه میخواد نه بیتفاوتی!! ╔═🍃🌺🍃═══════╗ ✧☫✧صراط✧☫✧ 🆔ارتباط با مدیر : 📌@Yaallii3133 لینک عضویت در کانال صراط👇 ╭┅┅┅┅┅❀🔻❀┅┅┅┅┅╮ https://eitaa.com/SERAT890 ╰┅┅┅┅┅❀🔺❀┅┅┅┅┅╯ ╚══════🍃🌺🍃══╝
🔻 چه فرقی می کند پای لانچر باشی یا کف خیابان؛ دستت سلاح باشد یا پرچم، زن باشی یا مرد... جهاد یکی است و مبارزه همان است... 🔻فتح خون ╔═🍃🌺🍃═══════╗ ✧☫✧صراط✧☫✧ 🆔ارتباط با مدیر : 📌@Yaallii3133 لینک عضویت در کانال صراط👇 ╭┅┅┅┅┅❀🔻❀┅┅┅┅┅╮ https://eitaa.com/SERAT890 ╰┅┅┅┅┅❀🔺❀┅┅┅┅┅╯ ╚══════🍃🌺🍃══╝
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خوب خداروشکر جایگزین هم پیدا کردم برای چیزایی که گرون میشه .... طنز تلخ 😏😏😏 ╔═🍃🌺🍃═══════╗ ✧☫✧صراط✧☫✧ 🆔ارتباط با مدیر : 📌@Yaallii3133 لینک عضویت در کانال صراط👇 ╭┅┅┅┅┅❀🔻❀┅┅┅┅┅╮ https://eitaa.com/SERAT890 ╰┅┅┅┅┅❀🔺❀┅┅┅┅┅╯ ╚══════🍃🌺🍃══╝
╔═🍃🌺🍃═══════╗ ✧☫✧صراط✧☫✧ 🆔ارتباط با مدیر : 📌@Yaallii3133 لینک عضویت در کانال صراط👇 ╭┅┅┅┅┅❀🔻❀┅┅┅┅┅╮ https://eitaa.com/SERAT890 ╰┅┅┅┅┅❀🔺❀┅┅┅┅┅╯ ╚══════🍃🌺🍃══╝
🌺برشی_از_یک_زندگی ⭕️آقای_عزیزمن ♦️قسمت_اول مادرم همینطور که با گوشه ی چارقدش اشک چشم و بینی شو می گرفت چند دست لباس و جوراب و ژاکت کهنه ی منو که خودش بافته بود رو توی بقچه پیچید .. در حالیکه  مثل بارون اشک میریخت گفت : زود حاضر شو آقا که اومد بی چون و چرا باهاش برو وگرنه بابات پشیمون میشه و تو رو میده به جواد .. بعد میفتی گیر یکی مثل خودش .. اونجا  به کار کسی کار نداشته باش ..جواب نده ..هر چی گفتن بگو چشم ..اما تا می تونی پولاتو جمع کن .. اگر یک وقت بابات  اومد سراغت بروز ندی  پول داری ها ...همه رو یک جا قایم کن برای روز مبادای خودت؛؛  .. قربون اون شکل ماهت برم مبادا به کسی اعتماد کنی ..همیشه هوشیار بخواب ....اگر جایی می خوابی که تنها بودی حتما درو فقل کن .. میگن عزت الله خان مرد خوبیه ..اما توی این دور زمونه  نمیشه به کسی اعتماد کردگوشه ی چارقدشو گرفتم و با التماس گفتم : نمی خوام برم تو رو قرآن  منو پیش خودتون نگه دارین قول میدم کمتر بخورم .. میرم قالی بافی مثل کبری زود یاد می گیرم بعدم به بابام پول میدم تا منو شوهر نده ... گفت : نه قربونت برم من  خیر تو رو می خوام ..خونه ی عزت الله خان هم نون هست و هم آب .. اینجا بمونی که چی بشه ؟..آخرِ آخرش میشی یکی مثل من ..صبح تا شب رخت بشوری بدی یکی  دود کنه بره هوا ؟ همینو می خوای ؟ یک نیگا به من بکن ؛ دستهامو ببین از سرما خشک شده با آرنجم رخت می شورم ..انگشت هام حرکت نمی کنن از بس توی آب یخ زده لباس آب کشیدم .. برو پشت سرتم نگاه نکن ..پاشو قربونت برم ..اقلا تو یکی بین ما خوشبخت بشو و من خیالم از بابت تو راحت بشه ... من همینطور چمباتمه زده بودم زیر کرسی و دلم داشت از غصه می ترکید، هیچ بچه ای دلش نمی خواد از مادرش جدا بشه...اما درد بزرگ من این بود که به جایی میرفتم که هیچ شناختی ازش نداشتم .... نگاهی به اتاق و دوتا داداشم که از سرما جرات نمی کردن از زیر کرسی بیرون بیان کردم ..صورت معصوم و بیگناهشون دلمو آتیش زد ..گفتم : یعنی خون من از اینا رنگین تره ؟ هر کاری شما ها کردین منم می کنم .. نمی خوام خوشبخت بشم ,  با صدای بلند تر گفت :  ...پاشو دیگه ؛ دل ؛؛ دل نکن ..منم هوایی میشم ... زود باش دور اطراف رو نیگا کن ببین  چیزی جا نذاشتی؟ بزاری توی بقچه ات همین الانه اس که برسن  ... مادرت بمیره ..می دونم دلت نمی خواد بری اما اینجا هیچ آینده ای نداری مگر اینکه مثل من بشی ..پاشو خوف به دلت راه نده ..هر جا بری از اینجا بهتره ..بیرون از کرسی اتاق ما سرد بود درست مثل بیرون ..مدتی بود که برف روی برف باریده بود ..و اون روز بازم داشت با تیکه های درشت روی برف های دیگه تلنبار می شد ... لحاف رو زدم کنار و همینطور که زیر کرسی نشسته بودم ..یک پیرهن خاکستری بد رنگ که دور کمرش چین داشت تنم کردم ..و یک شلوار مشکی گشاد به پام کشیدم.. ژاکت قهوه ای ؛رنگ و رو رفته ای که بهترین لباس گرم من بود تنم کردم و دوباره خزیدم زیر کرسی ... من توی اون زندگی احساس بدبختی نمی کردم روحیه ی شادی داشتم توی رویا های خودم سیر می کردم .. مادرم قصه های زیادی بلد بود و شاید اونم خودشو یک طورایی با گفتن اون قصه ها برای ما از غصه دور می کرد ... گاهی دختر شاه پریون می شدم و گاهی چهل گیس ؛؛ و ماه پیشونی ..و گاهی با کالسکه ای که پر از گل بود توی آسمون پرواز می کردم ... و شب ها  میرفتم بالا و بالاتر تا نزدیک ستاره ها و چند تا از اونا رو می چیدم و با خودم میاوردم... اونقدر واضح بود که برق اونا رو توی دستم می دیدم ... و یا  توی دشتی از گل می دویدم و گاهی توی یک برگه آب تنی می کردم . پایان قسمت اول داستان ادامه دارد... ╔═🍃🌺🍃═══════╗ ✧☫✧صراط✧☫✧ 🆔ارتباط با مدیر : 📌@Yaallii3133 لینک عضویت در کانال صراط👇 ╭┅┅┅┅┅❀🔻❀┅┅┅┅┅╮ https://eitaa.com/SERAT890 ╰┅┅┅┅┅❀🔺❀┅┅┅┅┅╯ ╚══════🍃🌺🍃══╝