فقیر از هر فهیمی بهتر از خالق خبر دارد؛
گدای کوچه میداند نشان منزل خان را...
زخم هایش را بوسید و از خودش بابت تمام آن ها عذر خواهی کرد .
زندگیاش را در آغوش گرفت و ازمیانِ تاریکی جوانه زد .
"باشد که هر قطره عرقی که برایم ریختی
برایت رودخانه ای از بهشت شود؛ پدر.. 🥲❤
شما واقعا پسری رو که توی این شرایط داره با هم سن و سالای بابات رقابت میکنه رو با اون شازدههای گوگولی و مامانی که با پول ددیشون پز میدن مقایسه میکنی ؟!
او چیزی بیشتر از عشق به من داد
او مرا با خودم آشتی داد،
با خود سرخورده و تنها و آزرده ام...