سالها میگذرد و تمام میشود اما من هرگز فراموش نمیکنم که چقدر سخت بود و من دوام اوردم....
..
باز دیشب مادرم طعنه زنان گفت: «دلت اینجا نیست»
طبق معمول نگفتم که حواسم به تو بود!
..
اولین صفحه ی کتاب برایش نوشتم:
بیا تا لا به لای صفحات این کتاب یکدیگر را ببوسیم
نگران آبرو هم نباش
اینجا کسی کتاب نمی خواند:)🫠