و پاییزمان اینگونه گذشت:
« مهری ك مهربان نبود
آبانی ك آب نداشت
و آذری ك سوزاند » .
درسِ منطق میدهم هر لحظع این دل رآ ولی
بـآز هـم هـر لحـظـع مـردودِ نـگـآهـت میشود
من پزشکی خواندهام درد تو را میدانمش
فـاصـله داری ز آغـوشـم که تـب دارد تنت
در دو چال گونهات دنیای من جا میشود
عاشـق دنیـای خـویـشـم لحـظه خندیدنت