شیداخو | SHEYDAKHO
در نمازم بین سجده لحظه ای عطرت رسید آنقدر در سجده ماندم تا قضا شد آن نماز...
خندهات توبه شکن هست و لبت قند و نبات
آخر از دست تو کافر نشوم من صلوات..
پناهِ من بودیُ منم آهویِ صحرایت
چه شد در تو نمی دانم که اخم کردی به آهویت
شیداخو | SHEYDAKHO
خندهات توبه شکن هست و لبت قند و نبات آخر از دست تو کافر نشوم من صلوات..
تورا همچون خدای خود تصور کردم و اکنون
منم مومن ترینی کز خدای خود رکب خورده...
نامِ تو
فلسفه ای دارد و
فهمیدن آن آسان نیست
من تورا
عشق بنامم
تو بگی جان ، کافیست
شیداخو | SHEYDAKHO
تورا همچون خدای خود تصور کردم و اکنون منم مومن ترینی کز خدای خود رکب خورده...
شیخ و من هر دو طلب کار بهشتیم ولی
من به تو او به نماز خودش ایمان دارد
برای چشم او ؛
باید کتاب و دیوان گفت !
نمیشود که او
یک بیت مختصر باشد . .