و چـه زیبـا و غـریبانه بـِهم می آینـد ....
دستهــای "تُ" و تـنهــایی انگـشـتانم ....
"رفتی و روز مرا تیره تر از شب کردی
بی تو در ظلمتم، ای دیدهٔ نورانی من :)
شعر در شـأن تو شرمنده به همراهم نیست . .
واژه در دست من آنگونه ك میخواهم نیست!🪞🤎⌞
بزن حرفی، بخوان شعری، مرا هم یاد کن گاهی
اگرچه غرقِ اندوهم دلم را شاد کن گاهی...
از این تکرار ها خسته، از این اشعار تو خالی
برای آخرین شعرم، بگویم دوستت دارم . . :)!