- مثل عکس رخ مهتاب کھ افتاده بر آب،
در دلم هستۍ و بین من و تو فاصلههاست! ›
من هرچه مولانا شدم او شمس تبریزم نشد ،
ای شمس نا تبریزیام هرگز فراموشم نکن . .
شیداخو | SHEYDAKHO
هر جرعه نگاهت به تمنا چو بنوشم یک مصرع چشمت به دو عالم نفروشم
از پنجه ی جادوی شبی سرد چکیدی
تا جامه ی شب بوی حریر تو بپوشم
شیداخو | SHEYDAKHO
از پنجه ی جادوی شبی سرد چکیدی تا جامه ی شب بوی حریر تو بپوشم
در طالع خورشید همان صبح امیدی
در جنگل رویای تو چون خانه بدوشم