شیداخو | SHEYDAKHO
♥️ : )
"چشمات شروع ماجرا بود،منم پیگیر این ماجرای جذاب:)
_از تفألهایِ حافظ خستهام ای شهریار
"آمدی جانم به قربانت" نمیآید چرا؟!🩶^)
به رسم عاشقی هر صبح برایت شعر میبافم
عجب سبک و سیاقی دارد این دل بردنت از دور
کدام واژه را انتخاب کنم
کہ بفهمی ،
دوستت دارم هاے من ،
با آن ها کہ شنیده اے
فرق دارد ...
آدمایی که وقتی ناراحتم
سعی میکنن حالمو بهتر کنن
تو امن ترین جای قلبم نگه میدارم؛
حتی اگه تلاششون بینتیجه باشه...
با لبی که کاربرد اصلیاش بوسیدن است . .
چای مینوشید و قلب استکان میایستاد :))!🕯'.