خبࢪدار؎ فلانۍ ࢪو؎ لبخند تو شاعࢪ شد؟
چࢪا اینگونہ، کافࢪگونہ، بۍࢪحمانہ مۍخند؎؟
خانهیِ کعبه را بشکن اما دل کسی را نشکن
کعبه را ابراهیم ساخت اما دل را خدایِ ابراهیم
نشو محبوب آن یارے که خود یار کسی باشد
نـرو بـالاے آن دیـوار کـه دیـوار کـسے بـاشـد
خوبیهحرفزدنباخدا؛
اینهکهلازمنیستمنظورتروبهشتوضیحبدی،
خودشهمهچیومیدونه((: