اینکه راحت میتونم کسی و کنار بذارم و بابتش خم به ابروم نیارم بهترین بلاییه که سرم اومده.
بی مقدمه پرسید:«چه بنویسم؟»
جوابش را ندادم.
«لوس نشو دیگر،بگو چه بنویسم؟»
«چه میدانم؟! هر چه دلت میخواهد.»
«دل من تو را میخواهد.»
گاه بی انکه بفهمی خواهم رفت
گاه خواهم امد در خاطراتت
گاه خواهم گذر کرد ز فکرت
گاه خواهم رفت بی انکه ردی جای بگذارم