هدایت شده از حیفه نبینی/یک از هزاران
✅ ۵۷ پیام انقلابی
جهت گرامیداشت #انقلاب_۵۷
برای #ایرانیان (فراز ۳۳)
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
🇮🇷🇮🇷
🇮🇷
#امام_خامنهای:
#علم و #پژوهش:
#دانش، آشکارترین وسیله #عزت و #قدرت یک کشور است.
روی دیگر #دانائی، #توانائی است.
دنیای غرب به #برکت_دانش خود بود که توانست برای خود #ثروت و #نفوذ و #قدرت دویست ساله فراهم کند و با وجود تهیدستی در بنیانهای #اخلاقی و #اعتقادی، با تحمیل #سبک_زندگی #غربی به جوامع عقبمانده از کاروان علم، اختیار #سیاست و #اقتصاد آنها را به دست گیرد.
ما به سوءاستفاده از دانش مانند آنچه #غرب کرد، توصیه نمیکنیم، اما مؤکداً به نیاز کشور به *جوشاندن #چشمه_دانش در میان خود اصرار میورزیم.
بحمدالله #استعداد #علم و #تحقیق در ملت ما از متوسط جهان بالاتر است.
(بیانیه #گام_دوم انقلاب ۱۳۹۷)
🇮🇷
🇮🇷🇮🇷
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
#حم
بررسی «مسائل روز #ملت_ایران و #امت_اسلام» و «کرسی آزاداندیشی» در گروههای:
«چلچراغ معارف و احکام» در ایتا:
https://eitaa.com/joinchat/3850895565Cc7624a74fe
«چلچراغ معارف و احکام» در روبیکا:
https://rubika.ir/joing/DDBHJACA0QARVBJZNAEWUAVDHIBEZOEF
🇮🇷﷽☫
#تحریر_حم
💎 @SMHM212
جامعه ایرانی همچون جامعه جهانی
در سراشیبی سقوط به «حیوانیت»!
(بخش ۲):
... حیوان بپندارد!
#رسانه_ملی هم که قرار بود «بزرگترین دانشگاه تربیتی و انسانسازی ایرانیان» باشد، متأسفانه محض سرگرمی مخاطبین، به پخش فلهای چنین فیلمهایی پرداخته است بدون اینکه محتوای بعضاً مسموم آنها را مورد نقادی هنری و حتی علمی قرار بدهد!
⛔️ نسبت تبرّجات زنان و کشتگان نوروزی!
طبق آمارهای سازمان #پزشکی_قانونی در طی ۱۰ سال اخیر، صرفنظر از دهها هزار مصدوم و مجروح، هر سال بطور میانگین، حدود ۱٫۰۰۰ نفر در #تصادفات_نوروزی جان خود را از دست دادهاند! و چندین برابر آنها مصدوم، مجروح، مفلوج و از کار افتاده شدهاند!
هر سال دهها هزار نفر با شتاب، زمین و زمان را بسرعت در مینوردند تا بیش از پیش از زندگی، لذت ببرند اما ناگهان خود را در #قبرستان و #بیمارستان و #تیمارستان و #دادسراها میبینند! چرا؟!
چند سؤال قابل تأمل؛
۱) چند درصد این کشتهها، #تصادف در ایام نوروزی را بعنوان #خودکشی آگاهانه، انتخاب کرده بودند؟!
۲) چند درصد آنها هیچگونه اطلاعی از #قوانین و #مقررات راهنمایی و رانندگی نداشتند؟
۳) چند درصد آنها به علت #تخلف سهوی یا عمدی دیگران، ناخواسته به کام مرگ رفتند؟
۴) چند درصد آنها به علت #جدی_نگرفتن #خطر_مرگ خود را به آغوش #مرگ و سایر عواقب تصادفات سپردند؟
۵) آیا میتوانیم کشتگان #تصادفات_نوروزی را گاو و #حیوان بنامیم؟!
۶) آیا در قبال این #فاجعه_جمعیتی و مادی، هیچکاری از ما برنمیآید؟!
⁉️ آیا پدیده شوم بیحجابی #زنان و #دختران را میتوان به پدیده وحشتناک کشته شدن نوروزی، تشبیه کرد؟!
۱- چند درصد بیحجابها آگاهانه اقدام به #خودکشی_معنوی خود میکنند؟
۲- چند درصد #منحرفین_معنوی، به علت بیحجابی دیگران، به انحراف کشیده میشوند؟
۳- چند درصد بیحجابها هیچگونه اطلاعی از #معارف_شرعی، #مقررات_قانونی و #عرفیات_اجتماعی معطوف به #ضرورت_حجاب و #حرام_مرکّب بدحجابی، ندارند؟
۴- چند درصد بیحجابها به علت «جدی نگرفتن» تأثیرات ویرانگر اجتماعی و فرجام شوم شُلحجابی در دنیا و آخرت، مرتکب این #حرام_شرعی و #حرام_سیاسی میشوند؟
۵- آیا حق داریم، مرتکبین بیحجابی را هم گاو و حیوان بنامیم؟
۶- آیا در قبال این #فاجعه_معنوی و روانی، هیچکاری از ما برنمیآید؟!
در بخش قبلی این مقاله، عرض کردم که سازندگان کرهای سریال تلویزیونی جامیونگگو صریحاً میگویند؛ «آدم موقع پیادهروی، هم آدم میبینه و هم گاو و هم حیوانات دیگه. متاسفانه کاری هم از دستمون بر نمیاد»!
(با ترویج چنین تفکرات غیرانسانی و نامعقول، جامعه در سراشیبی افسردگی (و پرخاشگری) و #خودکشی روزافزون، قرار میگیرد. چنانکه #کره_جنوبی هم بدان مبتلاست!)
#اسلام_ناب، چنین تفکر و مرامی را غلط میداند. اسلام، نه کشتگان نوروزی را حیوان میشمارد و نه #متبرجات بیحجابی را و نه میپذیرد که خیالمان را راحت کنیم به اینکه «هیچ کاری هم از ما بر نمیآید»! بلکه اولاً همه آنها را #انسان میداند و ثانیاً تکالیف سنگینی را هم بر عهده دیگران میگذارد.
(متبرجات یعنی زنان خودنما که عمداً یا سهواً، ظاهر فریبنده خود را به رخ دیگران میکشند. معنای اصطلاحی تبرّج برگرفته از آیه ۳۳ سوره احزاب #قرآن است: «وَ قَرْنَ فی بُیُوتِکُنَّ وَ لاتَبرَّجْنَ تَبَرُّج الجاهلیّةِ الاُولی' ...» و در خانههای خود بمانید و به شیوه #جاهلیت پیشین تبرّج و خودنمایی نکنید).
اسلام نه به تبرّجات و خودنمایی زنها بیتفاوت است و نه در عینحال آنها را #حیوانات_متمرّد یا #جانوران_موذی (اذیتکننده) میداند. بلکه انسانهایی بر میشمارد که؛
۱» نیازمند منصرف شدن از خودکشی روانی و معنوی و هویتی هستند.
۲» نیازمند آگاهسازی نسبت به ضرورت دنیوی و اخروی مراعات شئونات و هویت ارزشمند خود هستند.
۳» نیازمند آگاهسازی نسبت به #خطرات_اجتماعی بیحجابی آنها برای دیگران و نیز #مخاطرات_امنیتی برای خودشان و تهدیدات #کانون_خانواده و همچنین #خطرات_آخرتی برای خودشان هستند.
۴» همه کسانی هم که در معرض #فتنه_بدحجابی و بیحجابی #عاصیان و #طاغیان جامعه در فضاهای واقعی و نیز مجازی هستند، نیازمند #واکسیناسیون_فرهنگی و #واکسینه شدن #اعتقادی هستند.
(اگر متبرجات، ۱۰ درجه نیازمند #کار_فرهنگی هستند تا از آسیبزایی خود دست بکشند، ناظرین عمدی و سهوی آنها ۱۰۰ درجه محتاج کار فرهنگی هستند تا از روح و روانشان آسیبزدایی گردد)
۵» نیازمند آن هستند که #هویت_انسانی و #کرامت_الهی آنها مورد توجه و تذکر دیگران قرار بگیرد.
۶» بهترین، ضروریترین، انسانیترین، الهیترین، واجبترین و شدنیترین کاری هم که از ما بر میآید، إعمال مراتب و مراحل سازنده #فریضتین امرونهی است.
...ادامه دارد.
✍️ سیدمحمدحسینی(منتظر)
۲۵ فروردین ۱۴۰۳
🆔 @chelcheraaqHM
🎲
گروه چلچراغ معارف و احکام
🙏
🇮🇷﷽☫
#تحریر_حم
💎 @SMHM212
⚠️عامل اصلی ناکامی
جمهوری اسلامی ایران؛
سرطانی بنام کارشناس!
باتلاقی بنام کارشناسی!
(قسمت اول):
👌 #تفکرات_اعوجاجی پرفسور #پزشکیان (#پوزیده_سابق)، در باره #کارشناس و #کارشناسی همان تصورات خبطینه حجةالاسلام #قرائتی و #جنون قریب باتفاق #متولیان_امور است!
😬 بنده نه از حکومت #مدعیان_اصلاحطلبی واهمه دارم و نه از #مدعیان_اصولگرایی، بلکه وحشتم از سلطه #مدعیان_کارشناسی است!
اپیزود اول؛
اجازه بدهید این قصه پر غصه را از اینجا شروع بکنم که در اوائل دهه ۱۳۷۰ از طرف نهاد #عقیدتی_سیاسی لشگر ۲۱ حمزه #ارتش #جمهوری_اسلامی_ایران دعوت شدم تا با عنوان #مربی_عقیدتی و سیاسی با آن نهاد، همکاری نمایم. فلذا هر روز صبح تا ظهر با حضور در #پادگان_لویزان به تدریس مباحث و مسائل #اعتقادی میپرداختم و این همکاری تا مقطع انتقال لشگر به تبریز ادامه داشت.
دورههای آموزشی مذکور که شامل مجموعههای سربازان، درجهداران و افسران بود، در یکی از دورهها با گردانی از سربازان مواجه شدم که در قالب پنج گروهان از روستاهای استانهای کردنشین اعزام شده بودند و آموزش عقیدتی یکی از آن گروهانها به بنده سپرده شد.
همان اول صبح متوجه شدم که با گویش فارسی چندان روان نیستند و شاید بهتر باشد که یکی دو ساعت فقط با هم مکالمه بکنیم تا به همطرازی در مفاهمه کلمات و جملات برسیم ولیکن اتفاق خاصی مرا مصمم کرد که آن روز بنده بجای آموزش اعتقادی به آموزش #زبان_فارسی بپردازم!
زیرا مشاهده کردم که بعضی از سربازها کتابهای خود را وارونه گرفتهاند! حساس که شدم معلوم شد کل آن سی چهل نفر #بی_سواد هستند!
با تعجب پرسیدم: پس چرا کتاب گرفتهاید؟!
گفتند: سهمیه ماست که دادهاند!
باورم نمیشد که همه بیسواد باشند و احتمال دادم که دارند سر به سر من میگذارند!
همزمان رئیس عقیدتی لشگر در حال عبور از حاشیه محوطه جنگلی بود (محل برگزاری کلاسها در آن فصل سال محوطه جنگلی پادگان تعیین شده بود) که صدایش کردم و گفتم: حاجآقا! اینها ادعا میکنند که همگی بیسواد هستند! وی هم آمد و تأیید کرد که بله! این دوره کل گردان همگی بیسواد هستند!
گفتم: پس چرا به همگی کتاب دادهاید؟!
گفت: سهمیهشان بوده! آیا شما مشکلی دارید؟!
گفتم: معمولاً از حضار کلاس میخواستم نوبتی یک نفر داوطلب بشود که دروس کتاب را قرائت کند و من هم هر جا که لازم دیدم، مفاد قرائتی را توضیح بدهم.
گفت: زحمت خواندن کتاب را ایندفعه دیگه خودتان بکشید.
و رفت.
بنده هم با اکراه شروع کردم به خواندن متون کتاب ولیکن ایدهای به ذهنم رسید که بعدها آنرا #سوادآموزی_جهشی نامیدم.
بلند شدم و کتاب را کنار گذاشتم و فیالبداهه مشغول سوادآموزی به آنها شدم؛
ساعت اول حروف الفبای فارسی را روی تخته نوشتم و ساعت دوم کلمات و ساعت سوم جملهبندی را با آنها کار کردم و ساعت چهارم هر جملهای که روی تخته مینوشتم آنها با ذوق و اشتیاق و هیجان و فریاد میخواندند و پادگان را روی سرشان گذاشته بودند! قریب باتفاق سربازان موفق شدند با روش ابتکاری بنده در ظرف چهار ساعت، خواندن را یاد بگیرند!
رسم آموزشی این بود که هر ۵۰ دقیقه به کلاس، آزادباش ۱۰ دقیقهای داده میشد و اساتید هم گوشهای دور هم جمع میشدند تا با هم چای و شیرینی بخورند اما من آنروز به علت استقبال سربازها کل ۴ ساعت را پای تخته ایستادم و با آنها سوادآموزی کار کردم. تا اینکه رئیس آموزش عس. آمد سراغ ما و پرسید: آقاسید! امروز شما روزه بودید؟ (که نیامدید با ما چیزی بخورید) گچ را دادم به او و گفتم: لطفاً یک جمله بنویسید!
تا جمله را نوشت، سربازها آنرا با صدای بلند خواندند!
گفتم: لطفاً جمله دیگری بنویسید. نوشت و خواندند و برای بار سوم هم تکرار شد و بعد به طعنه پرسیدم: حاجی! شما که گفتید اینها از دم بیسوادند!
گفت: إلَدَه! اینا همگی بیسوادند!
گفتم: اما میبینید که هر چه نوشتید خواندند!
لحظهای مکث کرد و با لهجه ترکی گفت: سید! نکنه اینها رو جادو کردی!؟!
گفتم: بله! این، نتیجه جادوی سوادآموزی ابتکاری بنده است!
ناگهان عصبانی شد و به سربازها برپا داد و مرخص کرد.
گفتم: حاجی! اجازه بده که ساعت آخر هم روانخوانی آنها را کار بکنم که اجازه نداد! دستم را گرفت و گفت برویم چایی بخوریم و مرا کشان کشان برد به دفترش و برایم توبیخ نوشت که کارکردم خارج از دستور بوده است!
گفتم: حاجی! اصلاً متوجه هستی کجای کاری؟! این که یک گروهان سرباز ظرف فقط ۴ ساعت باسواد شدند تا کتابشان را خودشان بخوانند آیا معجزه نیست!! بجای تشویق داری توبیخم میکنی!!
گفت: تو متوجه نیستی که سنیها را باسواد کردی!
گفتم: مگر قراره اهل سنت باسواد نشوند!
آن مشاجره ما کشید به مسائل #شیعه و #سنی و فهمیدم ریشه قضیه به بافت قومیتی روستای ایشان در آذربایجان برمیگردد!!
...ادامه دارد.
✍سیدمحمدحسینی(منتظر)
۱۴۰۳/۵/۱
✅کانال حیفه نبینی:
🆔@chelcheraaqHM
💠
🎲 چلچراغ
🙏