eitaa logo
مقالات حسینی منتظر
168 دنبال‌کننده
515 عکس
406 ویدیو
35 فایل
بخشی از مقالات متنوع سیدمحمدحسینی(منتظر) فرزند مرحوم حجة‌الاسلام و المسلمین؛ حاج سید میربابا حسینی(فاطمی) (اعلی الله مقامه الشریف) در حوزه‌های مذهبی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و...
مشاهده در ایتا
دانلود
☫﷽☫ شاکله شخصیتی انسان‌ها (بخش ۰۴): https://eitaa.com/chelcheraaqHM/2517 بخش قبلی☝️ توضیحی در باب عنوان مقاله (شاکله+شخصیتشخص (به انگلیسی: Person) موجودیست، مثلاً انسان، که قابلیت‌ها یا ویژگی‌های خاصی دارد که تشخص او را تشکیل می‌دهد و تعریف دقیق آن، موضوع اختلاف بسیار است. مترادف شخص: بابا، تن، فرد، کس، نفر، آدمی، انسان، بشر، ذات، وجه متضاد شخص: شیء برابر پارسی شخص: کس، تن، خود، وجود، پیکر کلمات هم‌خانواده شخص: مشخص، مشخصه، مشخصات، تشخص، اشخاص، شخوص، شاخص، شاخصه، تشخیص، شخیص، شخصی. شخصی ارتباط نزدیکی با خصوصی دارد که این هم هم‌خانواده‌هائی مثل؛ خصیصه، خصائص، خصوص، مخصوص، اختصاصی، مختص، مختصات دارد. انواع شخص: حقیقی، حقوقی، زنده، مُرده، جان‌دار، بی‌جان، جنازه، جسد دهخدا: شخص.[ش َ] (ع اِ) کالبد مردم و جز آن و تن او. (منتهی الارب). در لغت فقط بر جسم اطلاق گردد. (از اقرب الموارد). جسم. هیکل. اندامهای آدمی بتمامه. جهت اطلاعات بیشتر به این نشانی مراجعه کنید 👇 https://lamtakam.com/dictionaries/moen/19402/%D8%B4%D8%AE%D8%B5 در مقابل استفاده شده است. هر انسانی دارای ابعاد وجودی ظاهری و باطنی است. شخص، ظاهر است و شخصیت، باطن. هر قدری که شخص، وجود عیان و تابانی دارد، شخصیت، وجود نهان و پنهانی دارد. هر انسانی همچون کوه یخ شناور در دریاست که فقط قطعه کوچکی از آن در سطح، مشهود است و قسمت اعظم آن در اعماق، براحتی در دسترس نیست مگر به غواصی چندجانبه. بعبارتی دیگر؛ شخص، هر کس و شخصیت، اوست. آنچه که ما از دیگران درک می‌کنیم، وجود ظاهری و شهودی آنهاست و حال آنکه وجود باطنی و غیبی آن‌ها بسادگی قابل درک نیست. ولیکن با دقت در و هر کسی «تا حدودی» می‌شود به او پی برد. پی بردن به نهاد باطنی دیگران (که قرآن آنرا نامیده و در روایات شیعی به تعبیر شده است و در روانشناسی از کلمه و در کلام از واژه‌های و استفاده می‌شود) شاید مهمترین مطلوب تاریخی انسان‌ها در عرصه آن‌ها بوده است. وقتی هم که قرآن می‌فرماید: «کُلٌ یعملُ علیٰ شاکلته»، قاعدتاً این (دینی؟) را هم دامن می‌زند که «شاکله» چیست؟ که پدیدآورنده است؟ و اینکه برای پیش‌بینی یا اعمال دیگران چگونه می‌توانیم شاکله آن‌ها را دریابیم؟ تا گرفتار به دیگران نگردیم که بعضاً و گناه است. بدیهی است که نتیجه است و قرآن، مکرراً بدان اشاره می‌کند ولیکن مطلق «عمل» ای‌بسا ریشه در بی‌ایمانی هم داشته باشد که دارد و لذا «اکثریت انسان‌ها» را جهنمی می‌سازد! حال برای نجات انسان‌ها و اصلاح عمل ایشان و حداقل «اصلاح امت جد حسین(ع)» (چنانکه حضرتش برای اشاره به یکی از مهمترین علل قیام و شهادت عاشورائی خود و خاندانش، عبارت «لطلب الاصلاح فی امة جدی» را بیان فرمود) آیا سزاوار نیست که ایمان و بی‌ایمانی‌ها را شناسایی کنیم؟ و‌ حداقل برای آنان که تکلیف به کار فرهنگی (امربمعروف و نهی از منکر) و وظیفه تبلیغ و تبیین معارف و احکام اسلام دارند، ضروری است که در مواجهه با اشخاص، در راستای خود به مسائل شخصیتی آنها نیز توجه نمایند. بنابراین، ضرورت دارد که از شخص عبور کرده و حتی‌الامکان در شخصیت مخاطبین خود، غور نمائیم و این خوض و غوص نه تنها ممنوعه نیست بلکه ای‌بسا خطیر مطلوب و موجهی است. شخص، جنبه مادی، کمّی و وجود خارجی انسان و قابل اشاره و اسم‌گذاری است اما شخصیت، جنبه معنوی، کیفی و وجود درونی او و قابل توصیف و ارزش‌گذاری است. شخص از طریق (بینائی، بویائی، چشائی، لامسه و شنوائی) قابل حس است ولیکن شخصیت در دسترس این حواس پنجگانه نیست و صرفاً آنرا باید احساس کرد و از آثار پی به مؤثر برد. اینکه فرضا من ۹۰ کیلو وزن دارم و ۱۸۰ سانتیمتر قد و کچل نیستم و مو دارم ووو... را همه در همان نگاه اول خود در می‌یابند ولیکن با دیدن شخص من، آیا شخصیت مرا هم می‌توانند دریابند؟ چنین مطلبی بسیار بعید است. اگرچه با آنالیز و تحلیل دقیق ساختار شخص (از قبیل؛ قد، وزن، رنگ، مقدار مو، ترکیب صورت، ترکیب خطوط دست‌ها و انگشت‌ها و در تعمیقی بیشتر روی گروه خونی، ابراز احساسات به رنگ‌ها، نحوه امضاء، دست‌خط و امثالهم) قاعدتاً بخش قابل توجهی از شخصیت شخص، قابل کشف و شناسائی است. ... ادامه دارد👇 ✍سیدمحمدحسینی(منتظر) شهریور ۱۴۰۲ 💠کانال اطلاع‌رسانی حم (دریافتی و تحریری)؛ «حیفه این پیام‌ها را نبینی» (یک از هزاران؛ گلچینی از صدها پیام متنوع): 🆔 eitaa.com/chelcheraaqHM 🙏
میگن قدیما حیاطها درب نداشت، اگر درب داشت هیچوقت قفل نبود... میدونید چرا قدیمیا اینقدر مخلص بودند؟ چرا اينقدر شاد بودن؟ چرا اينقدر احساس تنهايی نميكردند؟ چرا زندگيها بركت داشت؟ چرا عمرشون طولانی بود؟ چون تو کتاب ها دنبال ثواب نمیگشتند که چی بخونند ثواب داره، دنبال عمل کردن بودند.فقط یک کلام میگفتند: خدایابه داده‌هایت شکر. نمیگفتند تشنه روآب بدید ثواب داره، میگفتند آب بدید به بچه که طاقت نداره. موقعی که غذامیپختند، نمیگفتند بدیم به همسایه ثواب داره، میگفتند بو بلند شده همسایه میلش میکشه ببریم اونا هم بخورن. موقعی که یکی مریض میشد، نمیگفتن این دعا رو بخونی خوب میشی، میرفتن خونه طرف، ظرفاشو می‌شستن، جارو میزدن، غذاشو می‌پختن که بچه هایش غصه نخورن اول و آخر کلامشون رحم و مهربانی بود. به بچه عیدی می‌دادند، میگفتن دلشون شاد میشه، به همسایه میرسیدن میگفتن همسایه از خواهر و برادر به آدم نزدیکتره... خدایاقلب ما را جلا بده که توکتاب ها دنبال ثواب نگردیم، خودمان را اصلاح کنیم و با عمل کردن به ثواب برسی نه فقط باخواندن دعا مهربان باشیم، محبت کنیم بی منت،.. خدایا عاقبت بخیرمان کن ☝️از پیام‌های وارده☝️ نقدونظر 👌بنام رحمان به کام شیطان!! در این متن ظریف اما ظاهراً ، چند نکته ضد دینی، تعبیه شده است که معمولاً توسط اتاق فکرهای ، دنبال می‌شود! خلاصه این متن، اینست که «نفس اقدام به اعمال»، مطلوبیت دارد و پیوند زدن انجام آن‌ها به و و و ، موجب انکسار و حتی بی‌عملی می‌گردد که جایی برای ، باقی نمی‌گذارد. در نتیجه «عمل مخلصانه خوب بدون ملاحظه الهی آن»، ارجحیت دارد بر «بی‌عملی آمیخته به نیت ثواب نهفته در دعاها و کتاب‌ها»! (آیا القاء این دو گانگی، موجب استحکام است یا انهدام آن؟ یعنی آدمیان، ناگزیرند به انتخاب یکی از دو مطلب غیرقابل جمع: یا «عمل بما هو عمل و کردار نیک» را انجام بده و یا دنبال نیت ثواب و تطبیق پندار با دعا و کتاب برو! (یعنی که نمی‌شود توأمان، هم پندار نیک خود را داشته باشی و هم کردار نیک را جامه عمل بپوشانی! و لذا اقتضای اخلاص و جلای قلب‌ها و بازگشت به شادی قدیمی و طولانی شدن عمرها و برکت یافتن زندگی‌ها، پشت کردن به ثواب‌جویی از طریق مراجعه به دعاها و کتاب‌هاست!) مراجعه به کتب حاوی دعا و تواصی بزرگان را خیلی ظریف در مقابل عمل صالح قرار داده است تا ریشه کتاب‌ها را بزند! کتاب‌ها و دعاهای مأثوره، شاقول مهمی هستند در برابر شیوع ، زیرا که حاوی مفادی هستند که می‌توان آن‌ها را به نقد کشید. ولیکن وقتی مراجعه به کتاب، دور افکنده شود، «خرافات غیر مکتوب»، مجال یکه‌تازی پیدا می‌کنند. خلط مبحثی که در این متن، زیرساخت خروجی آنرا تشکیل می‌دهد، مقایسه گذشته و حال است که قدیم احساس امنیت بیشتر و بهتر از حالا بوده است که علل مختلفی می‌تواند داشته باشد ولیکن علت این تفاوت را صرفاً در اخلاصی خلاصه کنیم که در قدیم جاری بود و الان نیست و نشانه آنرا در قفل بودن یا نبودن درب‌ها بجوییم که مخلصین در بودند با نیت‌های مثلاً انسانی و غیرمخلصینی که بدنبال صرفاً ثواب نهفته در فلان دعای توصیه شده در فلان کتاب دعا بودند با نیت‌های مثلاً الهی! ⁉️ آیا واقعاً عدم احساس امنیت (= قفل کردن درب‌ها)، ناشی از اخلاص مردمان بوده است؟! (چگونه اخلاص بورزیم تا مجدداً به احساس امنیت سابق برگردیم؟!) ⁉️ آیا عدم اخلاص مردمان ریشه در این دارد که آن‌ها صرفاً بدنبال از طریق مراجعه به کتاب‌ها هستند نه عمل لازم مؤثر در دنیا (ولو اینکه ثوابی در آن‌ها دنبال نشود)؟! (آیا اگر کل دعاها و کتاب‌ها و نیت کسب ثواب را دور بریزیم، به اخلاص مطلوب می‌رسیم؟) ⁉️ آیا علت «از بین رفتن اخلاص» در عمل و محدود ساختن ثواب‌جویی در کتاب‌های دعا، ملاحظات آخرتی بوده است؟! الغرض؛ و سؤال پایانی: با دور ریختن دعاها و ثواب‌ها و آتش زدن کتاب‌ها چه تضمینی وجود دارد که انسان‌ها در و اقدامات من‌درآوردی، فرو نلغزند و اسیر نگردند؟ آیا چنین متن‌های مکارانه در صدد بسترسازی برای رشد خرافات نیست؟ آیا دعوت به کردار نیک (بدون هماهنگی صحیح آن با پندار نیک تعریف شده در کتاب‌ها و دعاها و بریدن از آخرتی که تنها سکه رایج آن، است) مانع از رشد سرطانی و یکه‌تازی خرافات نمی‌شود؟ اگر معیار اصلی ما کلام در قرآن (و کلام و کلام معصومین(ع) که بهترین مفسرین قرآن هستند) باشد، که همه‌جا را قرین ذکر فرموده است. یعنی که هر دو باید در کنار هم دیده شوند و آن‌دو را نباید از همدیگر تفکیک کرد. وگرنه اجبار انسان‌ها به انتخاب یکی از این دو (=تعطیلی شیطانی هر دو!)، هیچ ربطی به ندارد و... ✍سیدمحمدحسینی(منتظر) ۱۴۰۳/۱۰/۲۹ 🌐👈حیفه نبینی👉 💠 🎲👈محل نظرات👉 🙏