شیفتهٔ باد مرطوب تابستانم. با وجود اینکه از رطوبت و هوای شرجی متنفرم، امّا شبهای تابستانی که پشت بوم دراز میکشم، بادهای ملایمی که با رطوبت تازه متزوج شدن، برام دلنشینترین هستن. چشمانم، مملول از لذتِ و درخشش انعکاس ستارگان میشوند. از زیبایی تابستان همین بس که ستارگان بی هیچ حجاب و پردهای برای زمین میرقصند..
عاشق شنیدن کتاب موقع بافتنیم. با طرز عجیبی این کار بامزهست. فقط نیازمند توجه زیاده، تا یه وقت یادت نره چندتا زنجیر انداختی🧶🪿
- سِدنا
عاشق شنیدن کتاب موقع بافتنیم. با طرز عجیبی این کار بامزهست. فقط نیازمند توجه زیاده، تا یه وقت یادت
یکی از بزرگترین اشتباهات زندگیم این بود که ساعت دوی شب «خاطرات یک آدم کش» رو شروع کردم به خوندن.
- سِدنا
کتابهایی که میخوام #بعدکنکور شروع کنم به خوندن: (خونده شدهها پررنگ میشن) نازنین(داستایوسکی) - فاط
چهارمین کتاب امسال، خاطرات یک آدمکش.
عجیبه این کتاب بچهها، عجیب. دوسش دارم ولی. خوندن و شنیدن این کتاب دقت زیادی میخواد، چونکه فرد دائم در رفت و آدم بین گذشته، حال و آینده ست. همونطور که از اسمش معلومه، یک قاتلی در حال روایت خاطرات قتلهاشه. و درعین حال، زندگیِ حال خودش و دخترشو داره توصیف میکنه. قاتل در دهه هفتاد به سرمیبره و یک مدتیای که دچار فراموشی شده. شخصیتپردازی کتاب فوق العادهست، جوری که شما با وجود اینکه دارید صحبت یک قاتل رو میشنوید اما دلت براش میسوزه، میخوای بغلش کنی، بگی اشکال نداره..😭 داستان خیلی جالب روایت میشه و نبستاً کوتاه هم هست، پس توصیهش میکنم. #کتاب
- سِدنا
کتابهایی که میخوام #بعدکنکور شروع کنم به خوندن: (خونده شدهها پررنگ میشن) نازنین(داستایوسکی) - فاط
پنجمین کتاب امسال، مارو پله.
این کتاب رو من به صورت صوتی وبا صدای خانم فاطمه سلیمانی گوش دادم. راستش قلم خوبی داشتن نویسنده امّا دلیل خوندم تا آخر صدای و قشنگی خوندن گوینده بود..
کتاب درمورد یک دختری هستش که با پسرداییش و دو فرزند خردسالش به افغانستان برای زندگی در دولت اسلامی - داعش! - میره. امّا حالا داره بدون همسفرش و با بچههاش برمیگرده و چند روز بعد برگشت توسط مأموران ایرانی گرفته میشه و و و.
نظر نهایی درمورد کتاب رو یک مخاطبی در طاقچه گفت: «یک بار آن را خواندم، ارزش یک بار خواندن را دارد.» #کتاب