... و ستارگـان، تکههای نورانیِ ماه بودند، که گلدوزیِ آفریـدگارِ هنرمند بر آسمانِ تاریک و خاموش شدنـد!
#صبرا_نوشت
هدایت شده از مُهَجَنــا :)🇮🇷🚩
میزنم چراغ جادو و غول را؛
قالیچه جادویی را؛
شیوه کهن را میسوزانم...
و از فلسطین و استواریاش،
از گلولههای آتش در زمینهایش؛
از گندمزارهای اشک آلودش؛
از شکوفههایش،
الفبای تازهای میسازم...
"نزار قبانی"
•palestine•
خداوندا! آغوشت را برای فرزندانِ فلسطین باز کن و آنها را در اوجِ مظلومیت در آغوش بگیر و به آنها امیدواری بده که تو، با صابران هستی!
آه، ای فلسطین! ای مادرِ غمدیده! تو صبر و استقامت در برابرِ دشمنان را برایمان، معنا کردهای! بدان خداوند با صبرکنندگان است..
در وجودِ تو، برخی دنبالِ گمشدهٔ خود میگردند؛ فردی به دنبالِ همسر و جگر گوشهاش، و دیگری به دنبالِ پدر و مادرش؛ اما من به دنبالِ چیزی هستم که سالهاست که پیدا نشده..
امنیت! آری آرامش و امنیتِ تو را آن از خدا بیخبران گرفتهاند.
فلسطین! برای فرزندانت اشک بریز! ضجه بزن! اما بیصدا؛ نگذار صدای غمهایت را بشنوند...
محکم باش! طوری لبخند بزن که گویا درختانِ زیتون در وجودت، جانِ تازهای گرفتند!
لبخند بزن مانندِ کسانی که هنگامِ اسیری لبخند زدند!
ای نمایندهٔ سرزمینهای مظلوم در اتحادیهٔ بینالمللیِ مردمانِ آزاده! سرسبزی را در وجودت گسترش بده تا در آزمایشهای سختِ خداوند، سربلند باشی!
.
مـن!
•palestine• خداوندا! آغوشت را برای فرزندانِ فلسطین باز کن و آنها را در اوجِ مظلومیت در آغوش بگیر و
{و همه پیرو فرمان خدا و رسول باشید و هرگز راه اختلاف و تنازع نپویید که در اثر تفرقه ترسناک و ضعیف شده و قدرت و عظمت شما نابود خواهد شد، بلکه همه باید یکدل، پایدار و صبور باشید، که خدا همیشه با صابران است.}
•سورهٔ انفال/آیـهٔ ۴۶•
... و من پاره پارههای دلم را که ساکنِ زمین شده بود، مرتب کردم؛ که همان تکـهها، خورشیـدی شد و بر ظُلُمـاتِ وجودم تابیـد!
#صبرا_نوشت
... و من خدا را؛ در قلبهای شکسته، چشـمهای غمگین، لبهایی که از شدتِ غم لبخند ندارند، و دستهایی که خالی از خوشحالـیست، میبینـم!
#صبرا_نوشت
"چشمانم را که در دنیای لبریز از جهالت گشودم، خورشیدی را دیدم، ساکنِ زمین؛ که سخاوتمندانه،
نورهایش را به آغوشِ اهالیاش فرستاده بود؛ او
ماموری بود از سوی خداوند، برای گرم نگه داشتنِ دلِ سردِ زمین!"
#صبرا_نوشت
#محمـد_النبـیص
چه لیاقتی داشتی عبدالمُـطّلب! چه لیاقتی! اینکه پسرِ عبدا... را در آغوش گرفتی و نورِ محبتش، قلبت را فرا گرفت!
اینکه نورِ چشمانِ آمنـه را همچون سُرمـه، ظریف، بر چشمانِ خود نهادی!
چه لیاقتی عبدالمُـطّلب! چه لیاقتی!
#صبرا_نوشت
#محمـد_النبـی
عنوان: خانوادهٔ خوشبخت
نویسنده: شیخ اسماعیل رمضانی
•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•
برشی از کتاب:
{عبادتگاهِ مومن حوادثِ اطرافِ زندگیِ اوست. جای اصلیِ عبادتِ مومن، مسجد نیست؛ مسجد جای نماز است. جایگاهِ عبادتِ مومن در حوادث است. باید در حادثه عکسالعمل نشان بدهید. خداوندِ متعال با خداییِ خودش، با شناختی که از من دارد، با حکومتی که بر همـهٔ هستی دارد، هم دردِ من را در این لحظه میداند و هم درمانم را.}
#نوشِ_روح 🌿