برادر بعد از ذوب کردن قفل اهنی با روغن توتیا، خورد کردن شیشه تو فک مارتین، لیز کردن پله با روغن چراغ و انداختن دو تا مرد گنده که نصف وزنشونم نبود، اتیش زدن ازمایشگاه، پاشیدن مایع جوشان رو صورت فیل، کوبیدن قابلمه به سر مارتین و در نهایت یه انفجار کوچولو از سرکه و شوره اشنان (نیترات سدیم) که باعث ترکیدن شیشه های طبقه سوم و ریختن همشون رو سر وات شد
نبابا چیزی نیست که، بچه فقط دعا کرده