برادر بعد از ذوب کردن قفل اهنی با روغن توتیا، خورد کردن شیشه تو فک مارتین، لیز کردن پله با روغن چراغ و انداختن دو تا مرد گنده که نصف وزنشونم نبود، اتیش زدن ازمایشگاه، پاشیدن مایع جوشان رو صورت فیل، کوبیدن قابلمه به سر مارتین و در نهایت یه انفجار کوچولو از سرکه و شوره اشنان (نیترات سدیم) که باعث ترکیدن شیشه های طبقه سوم و ریختن همشون رو سر وات شد
نبابا چیزی نیست که، بچه فقط دعا کرده
هدایت شده از TTE Notepad
هیچکس متوجه ناراحتیت نمیشه تا زمانی که به خشم تبدیل بشه، و بعدش تو میشی آدم بدهی داستان.
- انیمیشن زوتوپیا -
سبزِ دریایی؛
برای اولین بار، شاید هم چندمین بار
یه روزی این تیکه رو خوندم و گفتم چی میشه اگه منم یک بار یا شایدم برای بار چندم محض رضای خدا سکوت نکنم و بجنگم
بچه ها ساکت نشینین یه گوشه بچه ها بجنگین، اگه چیزیو میخواین با چنگ و دندون بچسبین بهش
تازه هنوز جنگ واقعی شروع نشده و من فهمیدم ساکت بودن هیچ چیزیو قرار نیست درست کنه اتفاقا بدترش میکنه
بجنگین