دوستم شاهد گریه هام بود
اون موقع که داشتم باهاش حرف میزدم داشتم تو تب می سوختم
باورم نمیشه گریه برای امام حسین باعث بشه که تب کنم
منی که فاتحه بابا بزرگ م اوایل پاییز بود باز از شدت گریه تب نکردم
برای امام حسین.... 💔🚶🏻♀🕳
امسال محرم متفاوت هست و بود...
گریه هام برای امام حسین خاص بود...
سال های قبل همش دنبال هرکاری الی عزاداری امام حسین(ع)
امسال همش دنبال عزاداری و رفیق بازی و گزاشتم کنار
اونا خودشون میومدن پیشم
وگرنه من نه...
من فقط گریه میکردم
میگفتم که مامان بزرگم و شفا بدید تروخدا!
امسال همش ذکر میگفتم درحالی که سال های قبل اهنگ شاد میخوندم
امسال داداش مصطفی و داداش یاسین و داشتم
پارسال که نداشتم!...
امسال داغ رهبر م بود...
خیلی متفاوت...
درسته که دهه محرم تموم!
اما اولین محرمی هست که من بعد از دهه محرم باز دارم گریه میکنم؛
آخ حـسیـن🖤🥀
✩ࢪوالِ مُقـَدَس🏴✩
قبل محرم همش این مداحی و گوش میدادم
میگفتم امام حسین(ع) بزار محرم برسه
بزار برسه
واست قیامت میکنم
فقط فقط برای خودت میام هیئت نه پسرا(مانند سال های قبل)
امسال سنگ تموم میزارم
و سنگ تموم گذاشتم
پاهام هنوز زخمن بخاطر اینکه میخاستم مث رقیه باشم
دستم هنوزم جا سوختگی ش درد میکنه
افتخار میکنم که تونستم کار کوچیک برای امام حسین کنم
خوشحالم
از اینکه تونستم بخش کوچیکی از عزاداری امام حسین(ع) باشم