eitaa logo
✩ࢪ‌والِ مُقـَدَس🏴✩
256 دنبال‌کننده
491 عکس
100 ویدیو
4 فایل
بـسـمـِ رَبِ الـشـه‍دآ و صِدِقـیـن✨ “همراه با شما در کوچه‌های زندگی، جستجوگرِ نور و برکتِ الهی.” _ایـنجـآ انـدࢪ‌سـخـن از یـڪ دخـتـࢪ‌ دهـه نـود؎🌱 کـآری بود در خدمتم🫴 آیدی: @Neg_nik_110
مشاهده در ایتا
دانلود
✩ࢪ‌والِ مُقـَدَس🏴✩
قبل محرم همش این مداحی و گوش میدادم میگفتم امام حسین(ع) بزار محرم برسه بزار برسه واست قیامت میکنم فقط فقط برای خودت میام هیئت نه پسرا(مانند سال های قبل) امسال سنگ تموم میزارم و سنگ تموم گذاشتم پاهام هنوز زخمن بخاطر اینکه میخاستم مث رقیه باشم دستم هنوزم جا سوختگی ش درد میکنه افتخار میکنم که تونستم کار کوچیک برای امام حسین کنم خوشحالم از اینکه تونستم بخش کوچیکی از عزاداری امام حسین(ع) باشم
من هروقت برای امام حسین(ع) گریه میکنم برای امام علی(ع)م گریه میکنم... نمیدونم شاید بخاطر علاقه شدید من به بابام علی(ع) هست همیشه اینطورم این مظلومیت امام علی میاد جلو چشم تو مغزم تصور میکنم حالم طوری میشه بنظر من که همراه امام حسین باید برای ائمه دیگه م گریه کرد من بیشتر برای خورد شدن غرور امام علی گریه میکنم همین💔 از این گریه میکنم که عشقش، همسرش، نور چشمش، جلو چشم خودش کتک زدن...
✩ࢪ‌والِ مُقـَدَس🏴✩
این مداحی م روز هشتم گوش میدادم روز عاشورا و شهادت حضرت علی اکبر و تو ذهنم تصور میکردم میگفتم امام حسین فقط میتونم همینو بهت بگم! بمیرم برات 🚶🏻‍♀🥀 قبل محرمم گوش میدادم این مداحی و میرفتم پیش داداش یاسینم گوشش میدادم میگفتم داداش یاسینم تو م مث علی اکبر(ع) جوون بودی اینو میزاشتم گریه میکردم الهی بمیرم 🥀💔
کراشام تو تابستون 😹🤌🏻
با جوهرِ امید نوشتم برنامه‌ام تا سبزتر شود همهٔ راه و جاده‌ام _به وقت نوشتن چله جدید و برنامه ریزی کردن⚡️🌱
آب زمزم حاج دایی و حاج عمه از مکه برام اوردن 🤌🏻🌱
پسر عمم تازه به دنیا اومده رفتم پیشش الان اومدم خونه🤡🤌🏻
بـسـمـِ نـوࢪ💫
سـلام
عـلیڪم
وقـتـتون
بخـیࢪ‌🙂☘
سلام از کسی که تازه از خواب بیدار شده... اوففففف دیروز خیلی خسته بودم امروزم مطمعنم دوباره قراره خسته بشم.. 🥲🤌🏻
دوستان من یک چیزی بگم... همون طور که قبلا هم گفتم؛ مادر بزرگ من قلبش و تازه عمل کرده و دکتر فرمود که نباید دست هاشو زیاد تکون بده بخاطر اینکه قلبش باطری خورده! وقتی که مامان بزرگ من میخواد بره سرویس بهداشتی و یا کاری داره ما باید کنارش باشیم و کمکش کنیم... واسه همین هرشب یکیمون باید پیشش بخوابه و اینکه باید دورش باشیم و همیشه سر وقت دارو هاشو بدیم.. چونکه مامان بزرگ من بخاطر زحمات گذشته(زندگی عشایری) زانو هاش م درد میکنن واسه همین من اکثر روز ها پیش مامان بزرگم هستم و اینکه درگیر کار های زندگی.. خونه و برای مامانم همیشه تمیز میکنم(چونکه داداشم خیلی کثیف کاری میکنه 😹💔) و مامانمم همش پیش مامان بزرگم هست از اونور م من موقعی که بیکارم با دوستان میرم بهشت شهدایی، امام زاده ای و.... با توجه به اینکه ماه محرم و صفر هست میرم به مراسمات و شب ها هم طبق حرفم میرم پیش مامان بزرگم ظهر ها موقع ناهار م میرم پیشش حرف کلی:زیاد نمیتونم سرم تو گوشی باشه؛ کار زیاد دارم ممنون میشم لف ندید من سعی میکنم فعالیت کنم و ممبر های کانال و بالا ببرم إن شاءالله اما نیاز به زمان دارم! چونکه واقعا کار م این چند روز خیلی زیاد شده... ممنون میشم درک کنید و لف ندید 🥲 خدایش لف بدید دل من میشکنه من با جون و دل دارم تلاش میکنم برای این کانال!