این دیالوگ کازابلانکا خیلی خوبه:
-میخوای برات یه قصه تعریف کنم
که آخرشو نمیدونم؟
+ تعریف کن
- دوسِت دارم🤍!(:
زندگی کوتاه است
نه غمش می ارزد! و نه شادی ماندن دارد!
بهترین راه برایت این است؛
که بخندی و بخندی و بخندی(:
به غمش!
به کَمَش!
به زیادی!
و هَمَش!
تاحالا تیغ کاکتوس رفته تو دستت؛
پیداش نکنی ولی درد کنه؟!
هی همه بگن نه بابا چیزی نیست
ولی تو هی دستت درد بگیره؛
هی بره رو مخت؛
هی دردش اعصاب خورد کن بشه؟!
وقتی ازت دورم،
وقتی دستمو دراز میکنم و بهت نمیرسه،
وقتی لبخندات رو از نزدیک حس نمیکنم،
مثل درد تیغ کاکتوس میشه!
پیدا نمیکنم منشاءش کجاست
ولی هی اعصابم خورد میشه
هی دردش بیشتر میشه..
هی جای خالیت تو ذوق میزنه ولی
پیدات نمیکنم :)
- الهه حمزوی -
دلتنگ شده ام . .
نمیدانم ! شاید برای تو
یا شاید برای دیروزهایی که باتو گذشت
از ایـــــنجا
صدایت میـــــکنم !
تو از آنــــــجا بغلم کن !
دلــــم گرفــــته :)🖤
هولناک ؛
مانند عکس کسی که میخندد . .
اما خیلی وقت است که مرده است .
- سیلویاپلات -