371K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هیچکس نفهمید چقدر از درون نابود شدیم ولی صدامون در نیومده :)
فقط اون حسی که #نمیدونی چته ولی دلت میخواد #گریه کنی...:)'
ولی غمگین ترین خداحافظی که شنیدم:
تمام شدم...
برو..!
ولی به همه بگو
برای به دست آوردنت
کوه نکندم
جان کندم..
- چی بگم؟ چی دارم که بگم؟!
البته حرف ك واسه گفتن زیاده .
ولی میدونی، آدما از یه جایی به بعد
دیگه حوصله دردودل کردنم ندارن .
حوصله ندارن حرفایی رو که تو دلشون
تلنبار شده رو به زبون بیارن . .
برای همین بدون اینکه خبر داشته باشن
اون حرفا سَمیه میخورنشون .
اروم اروم اون سم پخش میشه
توی کل روحشون و کل وجودشونو سمی میکنه .
کم کم دردو حس میکنن و از یه جایی به بعد
از شدت زیاد درد میخوان گریه کنن .
ولی توانایی انجام همین کارو هم ندارن
و اشکایی که قرار بود از چشماشون بباره
تبدیل به بغضِ سنگیِ توی گلوشون میشه . .
حالا علاوه بر سم و دردی که
توی وجودشون قرار داره
باید احساس خفگی رو هم تحمل کنن ؛
± ولی میدونی قسمت تلخ ماجرا کجاست؟!
اونجاست ك هیچکی تو رو نمیفهمه . .
همه از تو انتظار دارن یه آدم شاد و خندون باشی .
توام ك نمیتونی حالتو توضیح بدی .
میدونی ك توضیح دادنش فقط وقت تلف کردنته . .
وقتی کسی نمیفهمه .
فقط یه لبخند تلخ مصنوعی میزنی .
لبخندی ك تلخیشو فقط خودت حس میکنی .
طبق معمول تظاهر میکنی حالت خوبه . .
ك بگذره :)