💢 آمارهای رسمی حاکی از آن است که ۸۲ هزار اسرائیلی که در سال ۲۰۲۴ اسرائیل را ترک کردهاند، پس از فروش املاک خود در یونان، قبرس و پرتغال ساکن شدند.
به کانال تحلیل و پژوهش جنگهای نوین بپیوندید
@Safe_world
🔻در جنگ هیبریدی، ممکن است یک حمله سایبری همزمان با کارزار اطلاعات نادرست و حملهای فیزیکی به زیرساختها صورت گیرد.
🔹 این همپوشانی تاکتیکی میتواند منشأ و هدف واقعی تهدید را پنهان سازد.
به کانال تحلیل و پژوهش جنگهای نوین بپیوندید
@Safe_world
46.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 مستند وادی طمع
روزبه وادی، از شروع ارتباط با موساد تا عاقبت خیانت ...
💢 جنگ اطلاعاتی میان ایران و اسرائیل؛ نبردی در بستر بیگ دیتا، دستگاههای متصل و شنود مخفیانه
▪️در سالهای اخیر، #جنگ_اطلاعاتی میان ایران و اسرائیل به یکی از پیچیدهترین و پیشرفتهترین عرصههای نبردهای مدرن تبدیل شده است. این نبرد، دیگر صرفاً محدود به عملیات نظامی سنتی نیست بلکه در میدان جدیدی تحت عنوان جنگ #سایبری و اطلاعاتی دنبال میشود که در آن «کلانداده» (Big Data)، دستگاههای متصل به اینترنت (IoT)، شنود تلفنهای همراه و ردیابی مقامات بلندپایه نقشی کلیدی ایفا میکنند.
▪️استفاده از دیتاهای کلان در جنگ اطلاعاتی
کلان داده (Big Data) به حجم عظیمی از دادهها اطلاق میشود که از منابع مختلفی شامل شبکههای اجتماعی، دستگاههای هوشمند، ارتباطات تلفنی، سیستمهای بانکی و دولتی گردآوری میشوند. بازیگران این جنگ، با تحلیل هوشمندانه این دادهها، میتوانند الگوهای رفتاری، نقاط ضعف امنیتی و فرصتهای نفوذ را شناسایی کنند. ایران و اسرائیل هر دو تلاش میکنند با بهرهگیری از الگوریتمهای پیشرفته یادگیری ماشینی و هوش مصنوعی، این حجم عظیم داده را به اطلاعات عملی و راهبردی تبدیل کنند.
▪️دستگاههای متصل به اینترنت؛ نقطه نفوذ جدید
با گسترش روزافزون اینترنت اشیا (IoT)، دستگاههای مختلفی مانند دوربینهای مداربسته، سیستمهای هوشمند خانگی، خودروهای متصل و حتی تجهیزات پزشکی به اینترنت متصل شدهاند. هکرهای مرتبط با جنگ اطلاعاتی از این دستگاهها به عنوان «دروازههای نفوذ» استفاده میکنند. نفوذ به این دستگاهها نه تنها به جمعآوری اطلاعات مهم منجر میشود، بلکه میتواند به ایجاد اختلال و حملات سایبری گسترده نیز بیانجامد.
▪️شنود تلفنهای همراه و بیسیمها؛ چشم و گوش مخفی
یکی از قدیمیترین و در عین حال موثرترین ابزارهای جنگ اطلاعاتی، شنود ارتباطات است. فناوریهای پیشرفته شنود و جاسوسی دیجیتال، امکان رهگیری تماسهای تلفنی، پیامکها، ارتباطات بیسیم و حتی شنود مخفیانه محیط را فراهم کردهاند. منابع مختلف گزارش دادهاند که در جریان نبردهای اخیر میان ایران و اسرائیل، تلاشهای گستردهای برای شنود تلفنهای مقامات بلندپایه، فرماندهان نظامی و کارشناسان امنیتی صورت گرفته است. البته باید در نظر داشت که این قسمت میتواند وارد مباحث الکترونیک شده و از سه اصل جنگهای الکترونیک یعنی :شنود، فریب و پارازیت نیز استفاده نماید. در اینجا لینکهای مخرب میتواند جایگزین پارزیت شود.
▪️ردیابی مقامات بلندپایه؛ هدفگذاری دقیق در میدان نبرد اطلاعاتی
ردیابی حرکات و ارتباطات مقامات کلیدی، یکی از محورهای اصلی عملیاتهای اطلاعاتی است. با تحلیل دادههای موبایل، سیگنالهای وایفای و سیستمهای موقعیتیابی ماهوارهای، طرفین سعی میکنند تا مکان، برنامهها و حتی تماسهای مقامات خودی را شناسایی و تحلیل کنند. چنین اطلاعاتی میتواند برای طراحی عملیاتهای نفوذی، خرابکاری یا مقابله با اقدامات دشمن حیاتی باشد.
🔸 نتیجهگیری
جنگ اطلاعاتی میان ایران و اسرائیل نشان میدهد که در عصر حاضر، کنترل دادهها و بهرهبرداری از فناوریهای نوین ارتباطی و دیجیتال، به عاملی تعیینکننده در امنیت ملی و قدرت منطقهای تبدیل شده است. این نبرد، با سرعت و پیچیدگی روزافزون ادامه دارد. ایران باید علاوه بر افزایش توانمندیهای دفاع سایبری، مراقب آسیبپذیریهای ناشی از وابستگی به دستگاههای متصل به اینترنت و دادههای کلان نیز باشد.
به کانال تحلیل و پژوهش جنگهای نوین بپیوندید
@Safe_world
💢چطور رسانهها قدرت ایران را تحریف میکنند؟
به کانال تحلیل و پژوهش جنگهای نوین بپیوندید
@Safe_world
💢 بازیگران جنگ شناختی را میتوان بر اساس نوع، نقش و مشارکتشان دستهبندی کرد.
نوع بازیگران: میتوانند شامل آغازگران، مجریان، تسهیلکنندگان، حامیان یا قربانیان جنگ شناختی باشد.
نقش بازیگران: میتوانند مستقیم یا غیرمستقیم، فعال یا منفعل، عمدی یا غیرعمدی، آشکار یا پنهان، فردی یا جمعی در جنگ شناختی باشد.
میزان مشارکت: میتوانند دولتی یا غیردولتی، نهادها یا شرکتها، سازمانهای تروریستی، جنبشهای مذهبی، گروههای سیاسی و غیره باشد.
به کانال تحلیل و پژوهش جنگهای نوین بپیوندید
@Safe_world
🔻تهدیدات ترکیبی به دلیل تواناییشان در سوءاستفاده از آسیبپذیری جوامع، با ترکیبی از تاکتیکهای متعارف و نامتعارف، امروزه به یکی از نگرانیهای جدی بدل شدهاند.
🔹پیشرفت فناوری و گسترش اتصال جهانی، دامنه و تأثیر این تهدیدات را بهشدت افزایش داده است.
به کانال تحلیل و پژوهش جنگهای نوین بپیوندید
@Safe_world
🔻در دنیای کنونی، فکرِ متفاوت داشتن، کمکم معادل میشود با نفرتپراکنی، نشر اطلاعات نادرست و بهخطر انداختن جامعه.
🔹مهم نیست آن فکر صلحآمیز، منطقی و مستدل باشد؛ مهم این است که در قالب گفتمان رسمی جا نمیگیرد. پس باید خنثی شود.
🔻این فرایند، تدریجیست:
🔹در ابتدا، تفکر مخالف مسخره میشود.
کسانی که متفاوت میاندیشند، کارتونوار و حاشیهای نمایش داده میشوند؛ چیزی برای خندیدن یا ترحم.
🔹بعد، به افراطیگری و خطر اجتماعی پیوند زده میشود.
هر مخالفتی، نشانهای از تهدید تلقی میشود.
🔹سپس، این برداشت به قانون تبدیل میشود:
مقرراتی مبهم و لغزنده تصویب میشوند؛ قوانینی که نه «عمل»، بلکه «بیان»، «موضع» یا حتی «ایده» را قابل پیگرد میسازند.
🔹و سرانجام، مجازات عادی میشود.
دیگر عجیب نیست که کسی را بهخاطر اندیشیدن زندانی کنند.
این اتفاق به رویهای روزمره بدل میشود.
به کانال تحلیل و پژوهش جنگهای نوین بپیوندید
@Safe_world
فرصتهای راهبردی جنگ ۱۲روزه برای جمهوری اسلامی ایران
فرزاد پورسعید- عضو هیئت علمی پژوهشکدۀ مطالعات راهبردی
✍️ مدیریت امنیت ملی، در وجه حداقلی و به عنوان شرط لازم، مستلزم مدیریت تهدید یا تهدید ملی در جهت رفع و یا تبدیل آن به فرصت است. فارغ از نسبت معکوس یا حاصل جمع صفر میان تهدید و فرصت، نسبت دیگری نیز میان این دو متصور است که میتوان آن را نسبت مستقیم نامید. بر این اساس، هر تهدیدی (فرصتی)، در اساس، آبستن فرصتی (تهدیدی) متوازن است. از این منظر، بین حجم فرصتهای تولیدشده از هر پدیده امنیتی با حجم تهدیدات احتمالی ناشی از آن و همچنین، در حالت عکس آن، یعنی حجم تهدیدات تولیدشده از یک رخداد با حجم فرصتهای ناشی از آن، نسبت مستقیم وجود دارد.
جنگ ۱۲روزه رژیم صهیونیستی علیه کشورمان، موجد دو فرصت مهم در سطح امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است که به ترتیب میتوان آنها را «بازتحکیم هویت ایرانی و روحیۀ میهنی» (یکپارچگی) و «بازآرایی سامانۀ شناختی- تحلیلی نظام سیاسی» (توان سیاستسازی) نامید.
✅ بازتحکیم هویت ایرانی و روحیۀ میهنی:
همدلی بیشائبه و خالصانهای که در روزهای آغازین جنگ ۱۲روزه میان مردم شکل گرفت، پدیدهای تازه یا اتفاقی و مقطعی نبود. این روحیه میهنی در تاریخ، فرهنگ و حافظه جمعی ایرانیان ریشه دارد؛ ملتی که در طول قرنها، چه در روزهای سخت جنگ و مهاجرت و چه هنگام زلزله، سیل و بیماری، نشان دادهاند که درد دیگری را درد خود میدانند. از همین رو، همبستگی این روزهای مردم ایران نهتنها واکنشی به جنگ، بلکه تداوم همان روح کهن است؛ روحی برآمده از تمدنی که دگرخواهی را در ژرفای جان دارد و این واقعیت را تکرار میکند که در فرهنگ ایرانی، همدلی نه انتخاب، بلکه بخشی از هویت ایرانی و روحیه میهنی ایرانیان است. این جنگ نشان داد ایران متحد استراتژیکی جز ایرانیان ندارد و مرجع امنیت آن همه ایرانیاناند و از این رو، بازدارندگی آن در برابر هجوم دشمن نیز در درجۀ اول از جنس قدرت نرم است. بنابراین، اکنون فرصتی تاریخی برای تداوم این روند و ارتقای روحیه ملی بر مبنای این تجربه سترگ پدید آمده است. بزرگترین فرصت برآمده از دل این جنگ ۱۲روزه، آگاهی و اتکای زمامداران کشور به همین قدرت است.
✅بازآرایی سامانۀ شناختی- تحلیلی نظام سیاسی:
نقش اطلاعات و سامانه شناختی- تحلیلی نظام سیاسی یا سازمان اطلاعاتی در جنگهای نظامی بسیار مهم است. در واقع، این سامانهها، اولاً میبایست با تحلیلهای واقعبینانه، بهنگام و تا حد امکان دقیق، مانع آغاز جنگ شوند؛ ثانیاً با برآوردهای نسبتاً دقیق اطلاعاتی، میزان تابآوری جامعه در همراهی با مقاومت در برابر جنگ تحمیلی دشمن را تخمین بزنند و از این طریق، هشدارهای لازم را به حکومت برای حفظ و ارتقای آن ارسال کنند؛ و ثالثاً بر مبنای تلاشهای پیشگفته، بهترین زمان پایان جنگ را تخمین زده و بهترین نحوه پایان جنگ را به سیاستمداران اعلام کنند. در مورد جنگ تحمیلی رژیم صهیونیستی علیه ایران، در برخی موارد تحلیل بهنگام و نسبتاً دقیق در خصوص اصل هجوم نظامی و گاه حتی شیوه آن نیز وجود داشت، ولی این تحلیلهای معتبر نتوانستند بر چالش پذیرش سیاسی فائق آیند. یک علت این مسئله، نابسامانی مدیریت دانش راهبردی در کشور و تقلیل تحلیلگری به تأییدگری و در بهترین حالت پژوهشگری در مراکز تحلیل راهبردی دانست. راه حل مقابله با این مسئله، بازتعریف مدیریت دانش و اتاقهای فکر راهبردی و بنای سامانه تحلیلی حرفهای بر مبنای دو روش مخالفخوانی و تفکر انتقادی است که در سامانه تحلیلی کنونی کشور تا حد زیادی فراموش شدهاند.
این وضعیت، فرصتی نوین را در چارچوب مدیریت نرم امنیت ملی و به مثابه نقطۀ عزیمت «توان سیاستسازی» در کشور فراهم آورده است تا نظام سیاسی به بازآرایی سامانه شناختی- تحلیلی خود بر مبنای مدیریت حرفهای و بهروز دانش راهبردی دست بزند و از این طریق به ارتقای ضریب توان قدرت اطلاعاتی خود دست یابد.
پینوشت: این یادداشت خلاصهای است از مقالهای که با همین عنوان در ماهنگار دیدهبان امنیت ملی، شمارۀ ۱۵۹ (تیرماه ۱۴۰۴) به چاپ رسیده است.
به کانال تحلیل و پژوهش جنگهای نوین بپیوندید
@Safe_world
✔️نتانیاهو و رؤیای خطرناک «اسرائیل بزرگ»
✍🏻سهند ایرانمهر
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در مصاحبه با شارون گال، جملهای گفته که در ظاهر ساده است، اما در عمق خود معنایی سنگین دارد:
«من در یک مأموریت نسلی هستم… اگر از من بپرسید که آیا از نظر تاریخی و معنوی احساس مأموریت دارم، پاسخ مثبت است. من عمیقاً به آرمان اسرائیل بزرگ وابستهام.»
این حرف، بهخصوص در خاورمیانه، فقط یک شعار یا ادعای شخصی نیست و تبار آن به تاریخی برمیگردد که هم با متون مذهبی گره خورده و هم با تحولات ژئوپلیتیکی دهههای گذشته. «اسرائیل بزرگ» مفهومی است که از زمان شکلگیری جنبش صهیونیسم در اواخر قرن نوزدهم، در حاشیه یا متن سیاست اسرائیل حضور داشته است. در سطوح ایدئولوژیک، این مفهوم از آرمانهای اولیه جنبش «صهیونیسم تجدیدنظرطلب» الهام میگرفت که زئئو ژابوتینسکی آن را ترویج کرد بعدها نیز برخی سیاستمداران راستگرای اسرائیلی، از جمله وزیر دارایی کنونی، اسموتریچ، در سخنانی پیشنهادهایی فراتر از مرزهای شناختهشده را مطرح کردند در این ایده، مرزهای مطلوب اسرائیل بهمراتب فراتر از مرزهای به رسمیت شناختهشده بینالمللی ترسیم میشود.
پس از جنگ ششروزه سال ۱۹۶۷، که اسرائیل بخشهایی از سرزمینهای عربی را اشغال کرد، این ایده بیشتر رنگ و بوی سیاسی گرفت. بخشی از جناحهای راست اسرائیل آن را بهعنوان هدفی تاریخی و استراتژیک مطرح کردند. گرچه همهٔ دولتهای اسرائیل رسماً چنین مرزهایی را مطالبه نکردهاند، اما سیاستهای میدانی از توسعه شهرکها در کرانه باختری تا الحاق شرقی اورشلیم و نگاه ویژه به جولان گاه بازتابی عملی از همان آرمان بوده است.
سخنان اخیر نتانیاهو با واکنش تند کشورهای عربی روبهرو شد. اردن، که بخشی از خاکش در سناریوهای «اسرائیل بزرگ» گنجانده شده، این موضع را «تهدید مستقیم علیه حاکمیت ملی» خود خواند. سایر دولتهای عربی نیز هشدار دادند که چنین گفتمانی میتواند نه تنها روند عادیسازی روابط را متوقف کند، بلکه شکافهای قدیمی را دوباره شعلهور سازد.
اما پیامد این نگاه فقط به مرزهای فلسطین و همسایگان نزدیک ختم نمیشود. برای ایران، تحقق یا حتی تبلیغ این ایده معنایی روشن دارد: شکلگیری یک اسرائیل با رویکرد توسعهطلبانه و تهاجمی که در پی تثبیت برتری منطقهای خود است. چنین رویکردی میتواند توازن شکننده امنیتی خاورمیانه را برهم بزند، ائتلافهای دفاعی و نظامی را تشدید کند و مسیر هرگونه مصالحه را ببندد.