دیدید یه وقتایی کوچکترین چیزایی که قبلا اصلا درحدی نبودن که حتی یذره هم ناراحتتون کنن، خوره ذهنتون میشن و تا چند روز فکرتونو درگیر میکنن؟
اینجور وقتا بنظر میاد که یه لوله ای توی ذهنمون بوده که اتفاقات رو خودکار یا به دستور خودمون میریخته آشغالی، اما ناگهان مسدود شده.
هیکاری میگفت:
«ممکنه که یه روز یه مسئله نسبتا بزرگ پیش اومده باشه، که نیاز به یکم تحلیل و حل و فصل داشته؛ اما به هر دلیلی شاید چون ناخوشایند بوده تصمیم گرفتی اونو بندازی تو آشغالی. اما اون خیلی بزرگ بوده و نباید نادیده گرفته میشده، برای همین راهو مسدود کرده.
و الان هرچی سعی میکنی مسائل کوچیک تر رو بندازی آشغالی بخاطر اینکه قبلا یه مسئله بزرگتر به خوبی حل نشده راه برای اونا هم مسدود مونده.»
اگه با یکی دو بار افتادن تسلیم نشی، یه روز مثل اون بادبادک میتونی پرواز کنی.
↝#ScreenShots