منظور کارگردان چیه که یه کاراکتر دوست داشتنی رو یهو توی یه قسمت خلق کرد، با بامزه بازی و با ملاحظه و فداکار بودنش مهرشو به دلمون انداخت و بعد دقیقا تو همون قسمتی که تازه باهاش آشنا شده بودم کشتش؟؟؟
این بچه فقط برای اینکه به یکی از اعضا کمک کنه از یه کشور دیگه اومد کره، بخاطر اینکه نگران بود نکنه اتفاقی براش بیوفته به اون ماموریت کذایی رفت، و بخاطر فداکاری و محافظت از هیونگش، درحالی که داشت آهنگی که هیچوقت فرصت نکرد منتشرش کنه و باهاش یه خواننده معروف بشه رو زمزمه میکرد مرد. :)
「خوشحالی فروشی ساکورا」
غمگین ترین کلمهی دنیای کیدراما؟ «هیونگ».
بهتون که گفته بودم...
↝#ScreenShots
↝#The_uncanny_counter
هرجا کلمهی «هیونگ» رو تو کیدراما شنیدید همونجا استپ کنید تا وارد این بازی کثیف نشید.
「خوشحالی فروشی ساکورا」
نهمین تجربهام، امتحان کردن شیرنارگیله. #بیست_و_یک_تجربه
دهمین تجربهام، پخت یک غذای جدیده: فریتر ذرت.
#بیست_و_یک_تجربه
دلم میخواد یه یخچال پر از دلستر، یه کشو پر از نودل و یه فریزر پر از بستنی داشته باشم. :)))
「خوشحالی فروشی ساکورا」
دهمین تجربهام، پخت یک غذای جدیده: فریتر ذرت. #بیست_و_یک_تجربه
یازدهمین تجربهام: نودل چیپس و پنیر.
(ابداع خودم و باید بگم شاهکار شد.)
#بیست_و_یک_تجربه
«همیشه به یادتان باشد اگر ما رویاهایمان را نادیده بگیریم، اگر ما آرمانها را شوخی بدانیم، اگر برای ساخت جهان و رویای خود تلاش نکنیم، روز به روز منفعل تر خواهیم شد و در نهایت به رکود میرسیم. از تجربه کردن فرار میکنیم و گرفتار ترس میشویم.
ترس باعث میشود مدام مشغول توجیه کردن گذشته و حال باشیم. میمانیم و دنیایی سرشار از غفلت.
همه از خود دور و دورتر میشویم، بعد از مدتی خود هم دور میشویم و آنجا، برای همیشه، به یک هیچ بزرگ میرسیم؛ و انسان... انسان برای هیچ آفریده نشده!»
📚 ایذا
↝#Piece_of_Book
«آدمهای باهوشی که بین عقل و احساساتشون تناسبی وجود نداره رو بسیار دوست دارم؛ برای اینکه اون ها رو خیلی راحتتر از آدمهای ابله و کمهوش میتونم فریب بدم!»
📚 ایذا
↝#Piece_of_Book