eitaa logo
「خوشحالی فروشی ساکورا」
298 دنبال‌کننده
709 عکس
175 ویدیو
18 فایل
< به نام او > اینجا به قیمت یک لبخندتون، خوشحالی فروخته میشه. ^^ جهت حرفاتون: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1r1gd0f&amp;btn=Talk.to.Sakura
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ˙˚ 𝘕𝘰𝘵𝘩𝘪𝘯𝘨 ˚˙
کارت شماره 17 │کمیاب یک مقصد خیالی : کتابخانه‌ی آخرِ دنیا. جایی در انتهای دنیا که شب‌هایش هیچ‌وقت تمام نمی‌شوند و تمام کتاب‌هایی که هنوز نوشته نشده‌اند، آنجا نگهداری می‌شوند. می‌توانی ساعت‌ها در سکوت بین قفسه‌ها قدم بزنی، کتابی را برداری که حتی عنوانش را نمی‌فهمی و فقط به این دلیل که نمی‌دانی داخلش چیست، شروع به خواندنش کنی و شاید بهترین قسمت این باشد که هیچ‌کس آنجا از تو نمی‌خواهد احساساتت را توضیح بدهی؛ فقط کافی است خودت باشی و هر چیزی را که ذهنت می‌خواهد، کشف کنی. 𝑴𝒚 𝑫𝒆𝒂𝒓 خوشحالی فروشی ساکورا
هدایت شده از ˙˚ 𝘕𝘰𝘵𝘩𝘪𝘯𝘨 ˚˙
کارت شماره 17 │کمیاب یک مقصد خیالی : کتابخانه‌ی آخرِ دنیا. جایی در انتهای دنیا که شب‌هایش هیچ‌وقت تمام نمی‌شوند و تمام کتاب‌هایی که هنوز نوشته نشده‌اند، آنجا نگهداری می‌شوند. می‌توانی ساعت‌ها در سکوت بین قفسه‌ها قدم بزنی، کتابی را برداری که حتی عنوانش را نمی‌فهمی و فقط به این دلیل که نمی‌دانی داخلش چیست، شروع به خواندنش کنی و شاید بهترین قسمت این باشد که هیچ‌کس آنجا از تو نمی‌خواهد احساساتت را توضیح بدهی؛ فقط کافی است خودت باشی و هر چیزی را که ذهنت می‌خواهد، کشف کنی. 𝑴𝒚 𝑫𝒆𝒂𝒓 خوشحالی فروشی ساکورا
دیدن هایکیو، باعث چیزهای ساده‌ای که من احمق فراموششون کرده بودم رو به خاطر بیارم. و با به خاطر آوردنشون اشک بریزم.
من بیشتر از ده ساله که عاشق والیبالم، اما درست از چندسال پیش دیگه نرفتم. دیگه حتی به خودم اجازه ندادم هیچ چیزی منو یاد والیبال بندازه. حتی دیگه هرگز ادیت های هایکیو رو هم ندیدم، مبادا برام یادآوری بشه چقدر عاشق والیبالم.
چون... چون از شکست خوردن و ضعیف بودن ترسیدم. ازینکه آخرش به هیچ جا نرسم ترسیدم. اینکه هیچوقت نتونم پاسور قابل اعتمادی باشم و بتونم راه رو برای بقیه اعضای تیمم باز کنم ترسیدم. از اینکه پاس هامو نخوان ترسیدم. از همه اینا ترسیدم و جا زدم.
ولی چطور نفهمیدم؟ همون‌طور که همه به آساهی گفتن، اینطور خودخواهانه‌ جا زدن مزخرفه!
همون‌طور که به آساهی که درست مثل من توی وضعیت احمقانه گیر افتاده بود گفتن: اگه والیبال رو دوست داری، همین دلیل برای توی زمین موندن و بازی کردنت کافیه!
چطور انقدر همه چیزو پیچیده کردم و اجازه دادم کمال‌گراییم برام داستان بسازه؟ مگه اصلا ته این دنیای فانی، چی باقی می‌مونه که من خودمو مجبور کنم فقط مثل یک ربات کار کنم!
ساکورا نو باکایارو! تو عاشق والیبالی، برای همین الان و با دیدن این قسمت، اشک توی چشمات جمع شده! هیچ دلیل دیگه ای مهم نیست! هیچ نکته دیگه ای مهم نیست! هیچ چیز دیگه ای اهمیت نداره! فقط توی زمین بمون و کاری که همیشه دوست داشتی انجام بدی رو انجام بده، باکایارو!!!