داستانی عاشقانه که نخستین بار در سال 1345 انتشار یافت. داستان درباره ترک دیار بخاطر عشق، بی وفایی و در نهایت بازگشت مجدد به زادگاه است. نثری شورانگیز و شاعرانه دارد که بر ماهیت داستانیِ اثر سایه انداخته است. داستان عشق ممنوعه ی پسرمردی کشاورز و دختر خان که زمانی که با مخالفت اطرافیان روبرو می شوند نیروی عشق آنها را وادار به ترک دیار می کند. عشق و افسوس و غم واندوه در تمامی اثر جریان دارد اما نویسنده مسائل دیگر چون عادات، معضلات و مشکلات اجتماعی و حتی سیاسی را نیز از نظر دور نداشته است، معضلاتی که همچنان بعد از گذشت سالها و با بازگشت مجدد راوی به زادگاهش، بر زندگی سایه انداخته است.
@Sam_book
بار دیگر شهری که دوست میداشتم (1).pdf
حجم:
3M
بار دیگر شهری که دوست میداشتم🌿
@Sam_book
کتابخونهسم.
قلم ساکت شد، ولی خیال هنوز بیداره. شب بخیرِ شاعرِ خوابهام✨
قلم ساکت شد، ولی خیال هنوز بیداره. شب بخیرِ شاعرِ خوابهام✨
کتابخونهسم.
صبح بخیر به کسایی که هنوز دلشون خواب نمیره🌤
کلمات بیدار شدن… تو چی؟ 🌤️
وایب کتاب «دختری که به اعماق دریا افتاد»🌊👸🏻
@Sam_book
این کتاب درباره یه دختر شجاعه که برای نجات آدمایی که دوستشون داره، خودش رو میندازه وسط دریا و وارد دنیای خدایان و افسانهها میشه.
اونجا هم اوضاع اصلاً آروم نیست: خدای خواب، معاملههای خطرناک، هیولا، و کلی راز. داستانش فانتزیه، حالوهوای اسطورهای داره، ولی تهش پر از احساس و انتخابهای سخت میشه.
خلاصه؟ یه قصهی قشنگ درباره شجاعت، عشق و اینکه بعضی وقتا باید دل رو بزنی به دریا… واقعاً هم به دریا.
@Sam_book