وایبکتاب «نهمین روز از ماه نوامبر»🪄🗓
@Sam_book
کتاب «نهمین روز ار ماه نوامبر» درمورد دختر بازیگری هست که طی یک آتیش سوزی روی بدنش زخم بزرگی ایجاد میشه. همین امر باعث میشه نتونه حرفه شو ادامه بده و تمام دوستانش از جمله پدرش ترکش میکنن.
تا اینکه تصمیم میگیره بره نیویورک و یک پسری هم سروکله ش پیدا میشه و تا پای جون از این تصمیمش دفاع میکنه و جلوی پدرش وایمیسه.
اما اونا نمیتونن باهم باشن و فقط یک روز اون هم نه نوامبر میتونن هم دیگه رو ببینن.
به نظرت رابطه شون دووم میاره؟؟
چرا پسر هر کاری برای دختر میکنه ؟؟ اونا حتی یک سال هم نمیشه همو میشناسن!!
چه چیز مشکوکی پشت این قضیه هست؟؟
وقتی بره نیویورک چی در انتظارش هست؟
@Sam_book
وقتی۳ساعتتو کتابخونه میچرخم😂📚
@Sam_book
کتابخونهسم.
قلم ساکت شد، ولی خیال هنوز بیداره. شب بخیرِ شاعرِ خوابهام✨
کتابتو ببند، فکرهات رو رها کن...
شب بخیر، رؤیابینِ قصهها 🌙
کتابخونهسم.
صبح بخیر به کسایی که هنوز دلشون خواب نمیره🌤
کلمات بیدار شدن… تو چی؟ 🌤️