خاطره ای از منی که ۱۰ اسفند یتیم شدم❤️🩹
۱۰ اسفند بلند شدم رفتم تو اشپز خونه برا سحری گوشی روشن بود برای اینکه وقتی اذان گفت بفهمیم زده بودیم تو تلوبیون یهو دیدم مجری داره میگه: ایت لله العظمی سید علی خامنه ای حسینی بانوشیدن شَهد گوارای شهادت...
هنوز نفهمیده بودم بعد چند دقیقه نگاه کردم به مامانم گفتم چیشده؟!
مامانم گفت اقا رو شهید کردن😭
رفتم سمت حال باخودم گفتم چی اقاشهید شد؟! واقعا رفت؟!
تلوزیون رو روشن کردیم دیدم عکس اقا رو گذاشتن و دارن قران پخش میکنن باورم نمیشد...
تا صبح بیدار موندم صبح رفتم سمت کمدم چفیه ونامه ای که از بیت رهبری برام اوردن رو برداشتم تموم ارزوم این بود بزرگ شم خودم برم بیت اقارو ببینم وازشون انگشتر بگیرم اما حالا من و وحشت دنیای بی علی...❤️🩹