eitaa logo
ثامن اردبیل
319 دنبال‌کننده
9.8هزار عکس
5.7هزار ویدیو
401 فایل
کانال معرفتی، بصیرتی ثامن اردبیل ارتباط با ادمین: @Jt_1359
مشاهده در ایتا
دانلود
🔸 مروری بر دستاورد های دولت شهید رئیسی (سیاست خارجه و روابط بین الملل) باید انتخاب کرد ☆ــــــــــــــــــــ زلزلـه کانال تحلیل سیاسی و نظامی ــــــــــــــــــــــ☆ 🇮🇷@zelzeleh313🇮🇷
۷ ملاک رئیس جمهور خوب از دیدگاه امام خمینی (ره) باید انتخاب کرد ☆ــــــــــــــــــــ زلزلـه کانال تحلیل سیاسی و نظامی ــــــــــــــــــــــ☆ 🇮🇷@zelzeleh313🇮🇷
🚨صدای طبل ها می آید❗️ می شنوید⁉️ ⚠️⚠️⚠️بصیرت،بصیرت،بصیرت در جنگ صفین عمروعاص شبانه عده‌ای طبال را به خدمت گرفت تا با سر و صدا و طبل زدن محصول شایعه‌ای که در میان سپاه عراق انداخته بود، را برداشت کند. ستون پنجم عمروعاص که در میان سپاه امیر المومنین علیه السلام نفوذ کرده بودند، شایعه کردند سپاهیان شام مقنیان و چاه‌کنان را به‌کار گرفته تا مسیر رودخانه فرات را تغییر دهند و سپاه علی‌(ع) را غرق کنند! این شایعه و هراسی که نفوذی‌ها در میان سپاه علی‌(ع) انداختند، شب با به راه انداختن سر و صداهای طبل‌ها ثمر داد و با کمترین هزینه لشکر کوفه موضع سوق‌الجیشی خود را ‌ترک و آن را تقدیم دشمن کرد.... آری... هر چه به روز نزدیکتر بشویم، صدای طبل ها بیشتر به گوش می‌رسد... اینروزها صحبت از تخریب جبهه انقلاب و رهبری و صدور قطعنامه‌ و بازگشت تحریم خواهد بود... صحبت از حرکت هواپیماهای B52 آمریکا به سمت خاورمیانه... صحبت از حرکت ناوهای آمریکا به سمت خلیج فارس ... صحبت از حمله قریب الوقوع رژیم صهیونیستی به لبنان... صحبت از رسیدن دلار به 100 هزار تومان... آمریکا برای پیروزی سرمایه های خود در ایران اگر لازم باشد کشف عورت هم خواهد کرد... 🚨شیعه باید هوشیار باشد ، داستان همان داستان صفین است... ☆ــــــــــــــــــــ زلزلـه کانال تحلیل سیاسی و نظامی ــــــــــــــــــــــ☆ 🇮🇷@zelzeleh313🇮🇷
🌷 میرزا اسماعیل دولابی (ره) : 🖌 وقتی مادر از روی محبت ، لباس کثیف بچه را بیرون آوردہ و او را به حمام می برد و می شوید بچه گریه میکند. 🖌 خدا هم وقتی با ابتلائات می خواهد بنده اش را پاک کند ، اما بنده چون جاهل است ، گریه و ناله می کند.    ⚘ | 🕊 ﴾ @zelzeleh313|زلزله۳۱۳ ﴿
شهید ورامینی به همسرش وعده کرد که بعد از دو سال به او می‌پیوندد مادر شهید ناصر ورامینی می گوید: ناصر در سن ۲۰ سالگی ازدواج کرد، ۴ ماه بود که ازدواج کرده بود و خانمش باردار بود که دوباره به جبهه اعزام شد. هر چه من و همسرش اصرار داشتیم که مانع رفتن او شویم ، قبول نکرد و گفت : من دیگه بر نمی گردم نگران نشوید ، اگر من شهید شدم ، خدا سعادتی نصیبتان کرده است. خانمش در پاسخ به ناصر گفت : ما همیشه به تو افتخار می کنیم. گفتم : مامان تو تازه ازدواج کردی و خانمت هم باردارهست، پیش خانمت باش گناه دارد، دختر مردم است و .... همسرش را بوسید و رو به من گفت : مامان من شهید می شوم ، ازدواج کردم تا یادگاری از خودم داشته باشم ، فرزند من دختر هست و اسمش هم بزارید فاطمه . رو به به خانمش گفت: نگران نباش ، دو سال بعداز شهادت من وقتی که دوران شیردهی دخترش فاطمه تمام شد، به او به خواهد پیوست. ناصر شهید شد و فاطمه به دنیا آمد ودوران شیردهی تمام شد، تا اینکه شهید ناصر ورامینی به خواب همسرش آمد و لباس عروسی به همسرش داد وگفت:حالا وقتش و بیا!!! من و پدر ناصر و عروسم با کاروانی از شیراز راهی قم شدیم که درمسیر اتوبوس تصادف کرد و عروسم ۱۰ روز توی بیمارستان بود وسرانجام به ناصر پیوست. صبح زود سر مزار ناصر رفتم گفتم :ناصر تو از خدا بخواه خانمت خوب بشه بیاد پیش دخترت ، شب به خوابم آمد و گفت: مادر این قدر اصرار نکن ما با هم عهد بستیم و من پیمانم را نمی شکنم و میهمان من خواهد بود. 🥀