سَراشیب.
انقدر محتوا برای گریه کردن و غم خوردن فقط در مورد شما وجود داره که خدا افزون کند در هجر تو صبر کم ما
رَبّنا اَفرِغ علینا صَبرا ..
این چند سال، خیلی به سن شما فکر میکردم. بالا پایین میکردم، با سن پدربزرگم مقایسه میکردم با عقل و حساب آدمیزادی تا صد سال کلی سال برای بودن جور میکردم.
من از این روز میترسیدم. ما همهمون فرار میکردیم از فکرکردن به بعد شما. این مرحله قفل بود برای حتی فکرکردن، چه برسه به زندگی کردن ..
من خیلی تلاش کردم بفهمم. اما دیگه سخت میفهمم. سخت درک میکنم که داره چی میشه و حیرت بعد شما هنوز تو نگاه ما پیداست.
درست وقتی من احساس پیدا شدن میکردم به عمیقترین شکل ممکن گمشدم ..