آقاجان ؛ خودمونی بُگوم مو فقط شُما را داروم ..
شما را به جوادت یه ذِره به مویُم نگاه کنید ..
مو شمارو خیلی دوستان داروم آقا : )))
سَریر .
دلم برایت خیلی تنگ شده ..
دلم برای صدای نقاره خونه ، برای صدای [زائرین عزیز] ، برای صدای صلوات خواصه ، برای صدای زیارتتون قبول ، برای چایخونه ، دلم برای وقتایی که پی لیوان و تبرکی از این صحن میرفتم اون صحن تنگ شده . .
دلم برای ذوق دیدن ضریح طلاییتون تنگ شده ..
آقا دلم حتی برای وقتایی که خسته ام و خادماتون نمیزارن بخوابم یک ذره شده ..
یادمه از سرما نا نداشتم راه برم جلوی گنبد روی زمین سرد نشسته بودم
آقا یادتونه ؟
اونجایی که گفتم آقا شمارو به جوادت .. آره دقیقا همونجا .. دلم برای اونجاهم تنگ شده : ))))
الان تو این آشفته بازار فقط میتونم بگم دارم دِق میکنم بطلب : )
#دلنوشت