.
یک زمزمه از عشق تو با چنگ بگفتم
صد ناله زار از دل هر تار برآمد !
.
نخ به پای بادبادکهای کم طاقت مبند ، زندگی را هر چه آسان تر بگیری بهتر است .
.
با رقیبان گفت :
آه ، از دوریاش ناراحتم!
چشمکِ رندانهی او بعدِ آهش را نگاه..!
.
تماشا کن مرا چیزی به جز ماتم نخواهی دید شکستم ، ریختم ، دیگر مرا محکم نخواهی دید !
.
گر بخواهم تورا توصیف کنم ،
کلمات دنیا به پایان میرسد زیبای من .
.
توبه کردم که دگر شعر نگویم ز فراق؛
این دل توبه شکن با غم عشقت چه کند .
.
اونجا که پژمانبختیاری میگه :
« گر چه رسوا شدم از عشقِ تو اما چه کنم
دوست میدارمت ای مایهی رسواییِ من »
.
هیچکس متوجه ناراحتیت نمیشه تا زمانی که به خشم تبدیل بشه ، و بعدش تو میشی آدم بدهی داستان .
ـ دیالوگ انیمیشن زوتوپیا ـ