همه میتونن ازت بپرسن کجایی، با کیای و روزت چطور بود اما هرکسی به اینکه غذای کافی خوردی یا حال روحیت واقعا چطوره اهمیت نمیده .
غمگینترین لحظهیِ زندگیم اونجایی بود که به کسی گفتم خداحافظ که دلم میخواست تمامِ عمرم کنارش زندگی کنم.
تنهایی خوبه ، اما یه روز حالِ دلت اونقدری بد میشه که نیاز داری پناه بیاری به یکی ، یکی که بفهمه چی میگی ، یکی که درک کنه ، یکی که اونقدری واسش مهم باشی که بشینه پای تموم حرفات ، یکی که با رفتارش ، حرفاش ، کاراش بهت نشون بده که همیشه کنارت میمونه و هیچوقت تنهات نمیزاره ، یه کاری کنه که وقتی پیششی تموم دردا و غمات یادت بره یکم میگذره میبینی تو هیچکسو نداری حتی حالتو بپرسه دقیقا همون لحظه با تموم گوشت و پوستت حس میکنی که چقد تنهایی.
هیچ اتفاقی فراموش نمیشه، بالاخره یه روز، تو یه خیابون، یا وسط یه آهنگ، یا موقع خوندن یه کتاب، یا دیدن یه فیلم، یهو همه چیز یادت میاد.
از شروع این جهان مرد از پی زن میدوید
از پی مردان دویدن را زلیخا باب کرد
یازده تا بچه جز یوسف فقط یعقوب ساخت
صنعت انبوه سازی را فُرادا باب کرد
رد شدن از نیل بی لنج و بلم امکان نداشت
رد شدن از نیل با چوب،موسی باب کرد
حرفه ی آتش نشانی را هزاران سال پیش
از لج نمرود،ابراهیم آقا باب کرد
گوسفندی که به قربانگاه اسماعیل رفت
مبحث ایثار را در حد اعلا باب کرد.
بس که کل کل کرد با موری، سلیمان نبی
بحث و کل کل را میان جانور ها باب کرد
بردن سگ در مکان خواب را از آن قدیم
عضوی از اصحاب کهف از باب تقوا باب کرد
کفش زن ها قرن ها یا گالش و یا گیوه بود
کفش های شیشه ای را سیندرلا باب کرد..!
کاملا اوکیه که یه وقتایی بیدلیل حالت بد باشه، به اطرافیانت بگی «نه حوصله ندارم»، ارتباطتو با یسریا قطع کنی، چند روز ورزش نکنی، بخوای تنها باشی و حتی اشتباه کنی تو بعضی چیزا.
قرار نیست همیشه بهترین ورژن خودمون باشیم؛ آدمیم، ربات که نیستم.