آدای عزیز...
دختر خانومی که ثابت کردی عینکی ها میتونن خوشگل ترین باشن ...
خانومی که با جزوی از زندگیم بودنت و انتخاب من برای رفیق بودن در بخشی از زندگی خودت باحال ترین خاطرات رو برام رقم زدی...
خانوم خوشگله ...
خواستم بگم ورودت به ۱۶ سالگیت و پشت سر گذاشتن ۱۶ سال سختی و آسونی، غصه و شادی ، شکست وموفقیت های بی شمارت رو بهت تبریک بگم...
آدا خانوم...
امیدوارم از این پس توی زندگیت در تک تک لحظاتت پر از موفقیت و شادی خوشحالی باشه عزیز دلم🤍✨
تولدت مبارک:)!🎼🤍
https://eitaa.com/its_ada
این استراتژی محل ندادن اصلا رو من کار نمیکنه،
اگه کمترین نشونهای از بیمحلی یا بی علاقگی ببینم طرف دیگه جایگاهی نداره برام.
امروز تولد جذاب ترین رفیق دنیاست:)!
کسی که با تمام وجودم احساس کردم عضوی از من، و زندگی منه و تا آخر عمرم رفاقت با همچین دختری رو در زندگیم ستایش میکنم..!
قاصدک عزیزم
مخاطب نامه های ناشناس من
انگولای بامزه من
دختری که کمک کردی من تو سال های راهنماییم به فکر پیشرفت باشم.
دختر خانومی که تو هر شرایطی منطقی ترین استدلال هارو برای حال خوب من داشتی:))
امروز اول تبریک میگم به خودم و بعد به تو که با حضورت در روز های خوب و بد، سخت و آسونی که داشتم بهم خیلی چیز هارو فقط با رفتارت یاد دادی...
باید بگم بهترین خاطراتم و بهترین روز های زندگیم شاید دقیقا همون لحظه هایی بود که پیش تو گذشت
خوشحالم از اینکه با عضوی از من بودن بهترین چیز هایی که هر رفیقی میتونست به من یاد بده رو بهم یاد دادی
قاصدک خانوم...
اولین تجربه من تو اعتکاف با تو بود
شب هایی که کنار هم می خوابیدیم
وقتی بعد از مدرسه میرفتیم و ناهار میخوردیم
دیوونه بازی هایی که خونه همدیگه در می آوردیم
با هم پیتزا سفارش می دادیم و با هم تا حرم تنها میرفتیم
وقتایی که سعی میکردی از ولخرجی های من جلوگیری کنی.:)
موقعی که با هم هم فکری میکردیم و به .... رجیم زنگ میزدیم
دابسمش هایی که با آهنگ های سارن میگرفتیم
با هم قهر و دعوا میکردیم که مسببش من بودم آخرش هم خودم برای آشتی جلو میومدم
وقتایی که سر کلاس هایی که معلما جدی نگاهمون میکردن ریز ریز میخندیدیم به چرت ترین چیزهایی که ممکن داشت بهش فکر کنیم.
موقع هایی که میرفتیم خونه همدیگه درس بخونیم و تا به خودمون میومدیم داشتیم از خنده ریسه میرفتیم.
موقع هایی که با گریه پیشت میومدم تا حرفامو بزنم و خالی شم.
موقع هایی که یهویی نصفه شبا در خونتون ظاهر میشدم تا بریم استخر
موقع هایی که اعضا فامیلمون رو میآوردم پیشت تا اوناهم مثل من با آدمی مثل تو آشنا بشن...
وقتی که مریض بودی ولی به زور از خونه کشیدمت بیرون که تا حرم بریم
دختر خانوم تک تک این خاطرات باحال فقط و فقط به لطف حضور تو بود که اینجوری رقم خورد
مهم نیس چقدر از هم دوریم یا چقدر با هم صحبت میکنیم هر اتفاقی هم که بیوفته تو همچنان بهترین رفیق منی✨
امیدوارم هر جا که هستی موفق باشی و بهترین لحظات زندگیت رو به قشنگ ترین شکل ممکن کنار کسایی که دوسشون داری رقم بزنی...
تولدت مبارک🤍✨
03/10/10
https://eitaa.com/keapsong
از پنجره به پیادهرویِ مملو از جمعیت نگاه کرد.
گفت: میبینی، لباسهایی هستند که راه میروند،
دروغ میگویند،
عاشق میشوند،
میمیرند
کمتر لباسی آن بیرون است که درونش "انسان" وجود داشته باشد.
بهراستی که این دنیا یک رختکنِ بزرگ است.