eitaa logo
[𝙎𝙖𝙮𝙚 𝙨𝙝𝙖𝙗]
83 دنبال‌کننده
12 عکس
2 ویدیو
0 فایل
‹•سآیه شب•› _ {°آغاز؛¹⁴⁰⁵/³/²³°} _ {•پآیآن؛بی انتهآ•} _ {°نویسنده؛Baran°} _ {•کُپی؛№•}
مشاهده در ایتا
دانلود
≤ـــــــــــــ سآیه‌شَب ـــــــــــــ≥ ℘𝒶𝓇𝓉:5 🖊:ℬ𝒶𝓇𝒶𝓃 دونه دونه اشکام بدون نوبت میومدن.. کاملا بیصدا ولی دردناک.. این گریه کسی بود که آدم مورد اعتمادش به رابطشون گند زده.. من.. من فراموشش کردم ولی خودش دوباره برگشت، موقعی که من دیگه حسی بهش نداشتم... من فقط دلم به حال خودم میسوخت.. خودم که چهارسال پای یه آدم موندم.. یعنی چیی؟؟ من تو خیابون هم حتی سعی نمیکردم به پسر دیگه ای نگاه کنم.. اما آدمی که خیانت تو خونش باشه رو نمیشه کاری کرد سرمو تکیه دادم به کمد که بوی عطر تلخی کل کافه رو در بر گرفت... . ~~~~
بشکنه قلبی که تورو خواست..
پیام نفس تو چنلش