Novan ~ UpMusicNovan _ Berim Darya (320).mp3
زمان:
حجم:
6.7M
📦آهنگکاملپستبالا
✈️@saye_orginal
درهوای تو...🥂♥️ ᥫ
#پارت_۳۳۶
-واسه کسی تک پر باش که به خاطر تو بال همه رو بچینه
نه اینکه تو بال بال بزنی که شاید بال زدنت رو ببینه
توی اون شرایط همچین چیزی رو بهم نشون دادن فقط یه معنی داشت.
که حتی الناز بال بال زدنم رو دیده و من احمقانه مونده بودم.
نه...
هوران احمق نبود،از کل زندگیم نکبت و کثافت میبارید.
اما تا کجا میتونستم تحمل کنم؟
اون روزا خسته تر از چیزی بودم که نشون میدادم.
درد و ورم دستم از یه طرف،استرس حرفای ایزد و کتکی که قرار بود بخورم از طرف دیگه مغزم رو از کار انداخته بود.
وقتی خونه رسیدیم روغن زیتون رو برداشتم و وارد اتاقم شدم.
ساق دستم تا بالای ارنجم بدجور ورم کرده بود.کبود هم شده بود.
حس میکردم یکی از استخوون ها هم در رفته،دردش در حدی نبود که به شکستگی بخوره.
اما باز درد داشت.
روغن زیتون رو که مالیدم از توی جعبه کمک های اولیه یه باند کشی برداشتم و دور دستم پیچیدم.
آروم و قرار نداشتم اما با قرصایی که خورده بودم چنان خواب بهم چیره شد که نفهمیدم کی خوابم برد.
فقط وقتی بیدار شدم که صدای کوبیده شدن در حیاط رو شنیدم.
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
درهوای تو...🥂♥️ ᥫ
#پارت_۳۳۷
وحشت و ترس تمام وجودم رو فرا گرفته
بود،تموم استخون هام از درد کـ..مربندی که هنوز نخورده بودم تیر میکشید.
ایزد اومده و من هنوز قبر نخریده بودم.
اصلا قبر میخواستم چکار،دریا کنار گوشم بود ،کاش جنازه ام رو مینداخت توی دریا تا خوراک ماهیا بشم.
از تخت پایین اومدم و با شنیدن صداش دلم پشت هم میریخت.
حال الناز رو که پرسید لبخند غمگینی زدم، چقدر قشنگ باهاش حرف میزد:
-بهتری دورت بگردم؟
جاییت درد نمیکنه؟
-نه قربونت برم...
فقط یکم سرم درده ...قرص خوردم ولی هنوز آروم نشده...
فکر کنم خورده به داشبورد
سرعت خیلی زیاد بود یهو پرت شدم جلو
-بگردمت اخه...
حواسم بود که روی موهاش رو بوسید،ندیده هم میدونستم:
-آماده شو اول به هوران سر بزنم بعد ببرمت دکتر
-نمیخواد...زود خوب میشه...چیز خاصی نیست
-بعد از تصادف سرت درد میکنه !
بعد میگی چیز خاصی نیست؟
بپوش تا بیام
باید بریم عکس بگیریم
صدای قدم هاش رو که شنیدم همونجا وسط اتاق خشکم زد.
ماجرا برای هوران فرق داشت.
ناز من رو با کـ.مربند و تحقیر و زخم زبون میکشید نه با بوسه و بغل و قربون صدقه.
چند لحظه بعد در اتاق باز و هیبتش چارچوب در رو پر کرد.
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
درهوای تو...🥂♥️ ᥫ
#پارت_۳۳۸
مثل همیشه آروم و خونسرد
داخل اتاق اومد و هوران چیزی توی وجودش شکست.
اون نگاه خیره حرف ها داشت و من هم بلد بودم بخونمش.
در اتاق رو که پشت سرش بست
یه قدم به عقب برداشتم.
نترسیده بودم چون هوران عادت داشت
به کتک خوردن و خورد شدن.
هوران شکستن رو با استخوون هاش نه
با قلبش چشیده بود و چه مزه ی زهر ماری داشت.
دستش که به طرف کم...ربندش رفت نگاهم به طرف پایین لغزید:
-آخه ببینش...نکبت از سر و ریختش میباره
روح و روانم زیر بار این حرف چنان خرد شد
که چیزی جز آوار ازش باقی نموند.
دستم تیر میکشید اما بروی خودم نیاوردم و صاف سر جام وایسادم.
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
درهوای تو...🥂♥️ ᥫ
#پارت_۳۴۰
هر بار که کتـ.ک میخوردم از خودم و صورتم محافظت میکردم.
از درد یه گوشه توی خودم جمع میشدم اما اون روز وایسادم و خیره بهش کتک خوردم.
دیگه خسته بودم.
هوران خسته بود:
-خر چه داند قیمت نقل و نبات
تو لیاقت اعتماد منو نداشتی
ماشین چند میلیاردی رو زدی نابود کردی
وقتی اینبار دستش رو بالا برد و روی دست دردناکم کوبید چشمام بی اجازه باریدن.
درد داشتم ،چرا کسی نمیفهمید.
تنهایی بهم زورش چربیده بود.
با خودم لج کرده بودم.
ایزد که از خیره نگاه کردنم عاصی شده بود ضربه بعدی رو محکم تر کوبید و غرید:
-چشمات و بنداز پایین
اما من با لجبازی خیره موندم بهش،ایزد وحشیانه میزد و من دیگه برام مهم نبود فقط کاش روی دستم نمیزد.
وقتی از خیره نگاه کردنم حرصشگرفت به گلوم چنگ زد و تنم رو به دیوار پشت سرم کوبید:
-ماشین و بردم تعمیرگاه
۹۰۰ میلیون هزینه تعمیرشه
فقط ۴ روز وقت داری تا جورش کنی
چشمام چنان پر شده بود که صورتش رو تار میدیدم:
-من...منکه پولی ندارم...
-سرش رو جلو آورد و کنار گوشم زمزمه کرد:
-اونش دیگه به من ربطی نداره عسلم...
همون طوری که خرابش کردی،همون طوری هم درستش میکنی
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
Arown x SamiLoneHasrat (Remix)FreeMosic.mp3
زمان:
حجم:
6.6M
📦آهنگکاملپستبالا
✈️@saye_orginal
درهوای تو...🥂♥️ ᥫ
#پارت_۳۴۱
لبخندی که زدم دست خودم نبود،چیزی که نوک زبونم بود رو بهش گفتم:
-تو واقعا یه دیوی
قلب و احساس نداری
-بهت که گفتم من همون دیوم ولی تو هیچ وقت دلبر من نمیشی
قطره های درشت اشک که از چشمام سرازیر شد نیشخندی به حال خرابم زد:
-دلم برات میسوزه
هیچ وقت فکر نمیکردی اون بله یه طناب دار میشه میفته دور گردنت
فکر میکردی با کله افتادی تو ظرف عسل
اینبار خم شد تا چشم تو چشم بشیم،نگاهش سمت لب هام کشیده شد .
یه لحظه، فقط برای یه لحظه کوتاه حس کردم
که میخواد لـ.ب هام رو ببـ.وسه اما خودش رو عقب کشید.
با حرص دندون روی هم سابید و گفت:
-فقط ۴ روز وقت داری ۹۰۰ میل جور کنی
-من...من حتی اگه کلیه مم بفروشم پولش جور نمیشه
ازم فاصله گرفت و با بی خیالی شونه ای بالا انداخت:
-باید بدونی وقتی شوهر داری و پسر بازی میکنی تاوان داره
-من پسر بازی نکردم...
من کورس نذاشتم...
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏